وبلاگ جدیدم را با این پست آغاز میکنم
الان که شروع به نوشتن میکنم یاد 18 تیر 10 سال قبل می افتم. اون سالها مردمی که در جریان حرکات و تغییرات سیاسی بودند، اصلاحات را یک حرکت ملی نمیدیدند. اصلاحات حرکتی بود که قرار بود با فشار یک عده قلیل از دولتمردان، دانشجویان، روزنامه نگاران، احزاب و … به پیروزی برسد. بدی این جریان هم ایم بود که مردمی که طرفدار اصلاحات بودند منفعلانه منتظر تغییرات جدید بودند کمتر برهه ای بود که دست به عمل میبردند. این شد که اون هسته اصلی که قرار بود اصلاحات رو در کشور پیش ببره از پشتوانه مردمی محروم شد.
در عوض جناح مقابل تا توانست خودش رو تقویت کرد و در مقابل هر حرکت سازمان نیافته ای که اصلاح طلبان انجام میدادند، چند حرکت سازمان یافته میکرد. در نبود سازمانها و نهاد هایی که جنبش اصلاحی رو پشتیبانی کنند و اونها بسیج رو به نفع خودشون سازمان دادند، سپاه رو تقویت کردند،سازمان اطلاعات موازی تاسیس کردند و …
به نظر من ریشه تمام این ضعفهای اصلاح طلبان این بود که میخواستند اصلاحات رو از یک جریان ملی تبدیل به یک حرکت گروهی و جناحی تبدیل کنند. اون زمان که خاتمی گفت بروید وخودتان عضو بسیج شوید و آن را کنترل کنید کسی این حرف را جدی نگرفت. نه تنها عضو بسیج نشدیم بلکه هیچ سازمان دیگری هم تاسیس نکردیم. فقط منتظر ماندیم ببینیم که چه میگویند و چه میکنند. جناح راست هم از دید خودش ما را عده ای دید که دارای چنان سازمان رایی هست که میتواند در هر انتخاباتی پیروز شود. خودش رفت و یک سازمان رای درست کرد. آنها چند حزب تاسیس کردند و ما همان احزابمان هم بی آبرو کردیم. اگر ما هم سازمانهای خودمان را تاسیس کرده بودیم اصلاحات چهره ملی به خود میگرفت و آنها به راحتی نمی توانستند ما را کنترل کنند و خودشان را به جای ملت ایران جا بزنند.
و اما دوران امروز، این بار آنها بودند که اشتباه کردند. این بار آنها بودند که حرکت اصول گرایی خودشان را تنها به رای هوادارانشان منحصر کردند. این بار آنها بودند که تنها به تکیه بر نیروی بسیج و سپاه سعی در فتح سنگر به سنگر نظام نمودند (آن چیزی که اصلاح طلبان را به آن متهم میکردند)
به هر حال چیزی که امروز به عنوان جنبش سبز در حال فراگیر شدن است پاسخ به انحصار طلبی عده ای است که بیش از 20 سال است سعی در حذف مردم از جریانات سیاسی کشور دارد.جنبشی است که دیگر نگاه به بالا ندارد و امیدی به جناحهای سیاسی موجود نمی بندد. جنبشی که هم اکنون برای زنده ماندن نیاز به ساختار یافتگی دارد تا از منزوی شدن ازطرف مردم مصون بماند و همینطور بتواند خود در نظر مردم مشروع جلوه دهد.
خلاصه کلام این که جنبش این دوران برای پیروزی نیاز دارد تا از حالت تک هسته ای خارج شود ونفوذ خود را در همه نهادهای مردمی گسترش دهد تا از خطراتی که گفتم جان سالم به در ببرد.
بنابر این دوران جدیدی آغاز شده، دورانی که خود مردم عامل تغییرند نه فقط رایشان. دورانی که مردم رهبرانشان را به خیابان فرا میخوانند نه رهبران مردم را. دورانی که کسی برای چانه زنی در بالا نداریم و برای همین خودمان میبایست عاملی در بالا بسازیم یا بالاییها را عامل خود کنیم. پس پیش به سوی سازمانها و نهادهای سبز.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: