رزمایش تحریم

بلاخره پنجشنبه قراره نماینده های ایران برای مذاکره روبروی نمایندگان 1+5 بنشینند و راجع به چیزهایی که به «حق مسلم ما» هیچ ارتباطی ندارد صحبت کنند. نکته جدیدی در این مذاکرات دیده نمیشود الا اینکه آنها عزمشان را جزم کرده این که تکلیف ایران را یکسره کنند.
اما مطلب مهمی که در این مذاکرات خود نمایی میکند نه کشف یا اعلام تاسیسات جدید هسته ای، بلکه رزمایش موشکی سپاه است که نشان میدهد همه حرفهای کلیشه ای سابق در مورد تفاهم و اعتماد سازی و … کشک است. حتی دو نفر آدم معمولی که قصد معامله ماشین را دارند اولا سعی میکنند اعتماد طرف مقابل را جلب کنند، ثانیا کاری نمیکنند که پای دیگر معامله کار غیر معقولی انجام دهد. حالا چه شده که ما تمام تلاش خود را روی رم دادن 6 گاو خشمگین متمرکز کرده ایم خود جای بحث بسیار دارد.
روند حرکتی سپاه در زمینه اقتصاد و سیاست طوری بوده که همواره با تندروی و خودسریهای خود بقیه را به دنبال خود کشیده و اجازه هدایت جریانات را به کس دیگر نداده است. هر نتیجه ای بجز یک تفاهم منطقی در مذاکرات پنجشنبه تماما منافع سپاه را تامین خواهد کرد. از یک طرف اگر پای حمله نظامی به میان بیاید سپاه همه کاره میشود و هیچ کس قدرت عرض اندام در شرایط جنگی را نخواهد داشت و از طرف دیگر با توجه به تسلط رو به گسترش سپاه به منابع حیاتی اقتصادی مثل کالاهای مصرفی وارداتی، بنزین و مواد سوختی و غیره که اکثرا به صورت غیر قانونی است، تحریم هم باعث میشود سپاه سیاستهای داخلی خود را براحتی و بدون کوچکترین دردسری اجرا کند.
در حقیقت هر فشاری که در نتیجه مذاکرات پنجشنبه روی ایران آورد شود، همزمان چندین برابر آن فشار از طرف چکمه سپاه به گلوی ملت وارد خواهد شد.
امیدوارم فردا روزی نباشد که سپاه پرچم خود را روی سنگر فتح شده گرده مردم بکوبد.

Advertisements

رهبری مورد نیاز

بسیاری سعی دارند رهبری فعلی را در مقایسه با رهبران جایگزینی که مطرح میشود ناکارآمد جلوه دهند. به نظر من اگرچه ضعف رهبری و مدیریت در جنبش سبز مشهود است، پیش کشیدن نام دیگر افراد بدون توجه به جایگاهی که در آن قرار خواهند گرفت اندیشه ای خام مینماید. از دیگر سو کسانی بجز مهندس موسوی که برای رهبری جنبش مطرح می گردند هم اکنون همین نقش رهبری را ایفا می کنند. به نظر حسین بشیریه برای هر جنبش انقلابی سه نوع رهبری همزمان لازم است: رهبری ایدئولوگ یا نظریه پرداز، رهبری تهییج گر و مدیران.

1- در هر کدام از این ابعاد رهبری، افراد مختلفی ایفای نقش می کنند. مثلا موسوی و کروبی علیرغم ضعف در این زمینه سعی زیادی در ارائه یک مفهوم و برداشت نظری از جنبش سبز دارند. عباراتی همچون «پایبندی و بازگشت به قانون اساسی و خواسته های اولیه انقلاب، اصیل بودن تصویر رحمانی از اسلام و حکومت اسلامی و …. نشاندهنده این امر است که آنها تلاش دارند به نوعی فلسفه اصلی این جنبش را تبیین نمایند.

2- رهبری هیجان بخش جنبش سبز هم در درجه اول خود نقش محسن سازگارا است. سازگارا در بدو شروع این حرکت اجتماعی به خوبی جای خالی این نقش را کشف کرده و در آن قرار گرفت.

3- مدیریت جنبش هم امر روزمره ایست. مدیریت یعنی تلاشهای انسانی برای برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل جهت رسیدن به هدف. از آنجاییکه جنبش سبز به صورت شبکه ای میباشد و سلسله مراتب ساختاری خاصی ندارد نمیتوان انتظار مدیریت خارق العاده از آن را داشت. به هر حال در یکی از این ابعاد یعنی «برنامه ریزی» هماهنگی مناسبی از طریق سایت ها و شبکه های مجازی اینترنتی بوجود آمده است.

بنابر این هر رهبری دیگری که قرار است مطرح گردد مشروعیت خود را از طریق پر کردن جاهای خالی در موارد اول و سوم کسب خواهد کرد. رهبران ایدئولوژیک و تئوریسین هایی که بتواند دسته های مختلف مردم را که اهداف مختلفی از جنبش انتظار دارند را به یک برداشت و ذهنیت واحد از هدف برسانند در حال حاضر (مثل حجاریان) در زندان هستند و هر کس دیگری که بخواهد چنین نقشی بازی کند میبایست ریسک این عمل را بپذیرد؛ یعنی خارج نشینان هرگز نمی توانند براحتی این عنوان را از آن خود کنند. از طرف دیگر کار چنین رهبری بسیار دشوار مینماید. اولین سوالی که میبایست پاسخگوی این باشد این است که چگونه میان خواستهای دموکراسی خواهانه و سکولار طبقه متوسط و مطالبات طیف مذهبی که به اصلاح نظام میندیشند، آشتی برقرار کند.
مدیران هم باید نقش خود را نه در سطوح بالا و نه فقط از فضای مجازی، بلکه در میان نهادها و گروههایی که از آن برخاسته اند، مانند کارگران، دانشجویان، اصناف، انجمنهای حرفه ای و … ایفا کنند و خطر ذاتی آن را بپذیرند.
تکمیل نقش رهبریت جنبش یک نیاز اساسی برای بقای آن می باشد که لازم است به آن پرداخته شود. ازاین رو از موسوی و کروبی انتظار میرود همانطور که چندی پیش با گفتگو در جمع معلمان و پزشکان و غیره سعی در جذب مدیران حوزه های مختلف داشتند این حرکت را ادامه دهند و همینطور مبانی نظری خود برای جنبش سبز را بیش از پیش تبیین نمایند تا حرکتهای مردم اثر بخش تر و کارآمدتر گردد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: