پروژه حذف علوم انسانی

همانطور که میدانیم ترس از فرهنگ غربی ریشه ای دیرینه در نظام جمهوری اسلامی دارد و مدرنیسم مانع رسیدن واپسگرایان به اهدافشان شده است. این دشمنی اکنون چهره ستیز با علوم انسانی بخود گرفته است. به نظر من پروژه حذف علوم انسانی یکی از فازهای پروژه بزرگتری به نام «حکومت اسلامی» است.

مبارزه با «تهاجم فرهنگی» را که یادتان هست؛ حکومت همواره سعی داشته که به جای پارادایم مدرن حاکم بر جهان، تفکر اسلامی را در جامعه نهادینه کند. اما همواره با مقاومت مواجه شده و در راه این مبارزه همیشه خود را به در و دیوار کوبیده و به روش سعی و خطا متوسل گردیده. پروژه مبارزه با تهاجم فرهنگی هم یکی از این «سعی» هایی بوده که پس از شکست در سالهای 75-76 تغییر شکل داد. یکی از دلایل این شکست، آشنا نبودن نیروهای مبارز! با جبهه جدید فرهنگی بود. آنها تمام تلاششان این بود که با روشهای امنیتی که به خوبی به آن مسلط بودند برنده جنگی که ابزار دیگری می طلبد باشند و واضح بود که شکست میخورند. آنها حتی سربازان دشمن را هم اشتباهی گرفته بودند و تمام هم و غمشان جلوگیری از بروز «مد»های مختلف، روابط دختران و پسران و چیزهایی از همین دست بود. غافل از اینکه همه اینها ظواهر (Artifact) و لایه های بیرونی یک تغییر اجتماعی اند.

پروژه دوم که ادامه پروژه اول بود با همان خطای سابق؛ یعنی استفاده از روشهای امنیتی-انتظامی؛ ادامه یافت. اما این بار آنها به جای اینکه با مردم و سلایقشان مبارزه کنند به سراغ آنهایی رفتند که به تصورشان عقیده مردم را از اسلام دور میکردند. آتش زدن سینماها و کتابفروشیها، حذف دگراندیشان و کارهایی از این دست که نهایتا به «قتلهای زنجیره ای» منتهی شد، چنان خشمی در مردم ایجاد که نظریه پردازان «حکومت اسلامی» مجبور به جمع کردن بساط خود شده، کاسه کوزه خود را در جای دیگری پهن کردند.

در ین دوران متحجران فراغت بیشتری یافتند تا کارهای روزمره سیاسی خود را بهتر دنبال کنند و چنان بلایی بر سر دوران اصلاحات بیاورند که جایزه بزرگی را طلبکار شوند. کودتاگران فعلی بعد از شکست پروژه «حذف» مدتی در فترت بسر میبردند و از پروژه اصلی بازماندند ولی به خوبی زمینه حضور خود در قدرت را فراهم کرده و با تندروی، جایگاه سیاسی از دست رفته را بازیافتند. با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد پروژه «حکومت اسلامی» جان تازه ای گرفت. اما تمام تلاشهای پراکنده و غیر متمرکز آنها با دیوار محکمی بنام «جنبش سبز» برخورد کرد.

ناتوانی و استیسال حاصل از شکست کاری کرد که متحجران دوباره سوراخ دعا را گم کرده و این بار «علوم انسانی» را دشمن فرض کنند. اصولا تعریف شدن این پروژه جدید نشانه این است که آنها این نکته را دریافته اند هیچ راهی برای رسیدن به حکومت اسلامی ندارند الا اینکه دنیای کاملا جدید ایجاد کنند. دنیایی که از هیچ تفکر غیر اسلامی در آن خبری نیست.

همه این نوشته برای این است که بدانیم «حذف علوم انسانی» ادامه همان «قتلهای زنجیره ای» است و هر آن ممکن است همان خشونت عریان برای رسیدن به هدف «حکومت اسلامی» اعمال گردد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: