اعلان جنگ: جنگ کثیف

ترور هدفمند مخالفان، زیر گرفتن معترضین توسط ماشینهای نیروی انتظامی، توطئه پاره کردن عکس امام، ایجاد شایعه دستگیری موسوی، محارب خواندن تظاهر کنندگان و … همه اینها نشانه ادامه جنگ در میدانی جدید است، جنگی که در آن مهاجم مسئولیت شروع جنگ را نمی پذیرد، جنگی که بیش از آن که حمله ای در آن وجود داشته باشد تضعیف روحیه و ارعاب وجود دارد. کسانی که مورد حمله قرار می گیرند نمیدانند چگونه باید مقابله کنند. شرایطی به وجود میاید که اولین اشتباه میتواند آخرین اشتباه باشد.
اما هدف از این تغییر جهت در جنگ چیست؟ حکومت چگونه ممکن است با ادامه جنگ کثیف پیروز شود؟ این نبرد دارای چند جنبه جداگانه و مهم است:

1- ارعاب: حکومت از خشونت ورزی بیشتر نیروهایش ترس بسیار دارد چراکه میداند با ریزش شدید نیرو مواجه خواهد بود. بنابراین سعی می کند معترضین را با ترساندن از طریق وحشی گری (قتل در بازداشتگاه، اعدام، ترور خیابانی، زیر گرفتن با ماشین و …) ساکت و روانه کار و زندگی روزمره خود کند. خبرهایی هم از آموزش بسیجیان از نحوه به آشوب کشیدن و تحریک معترضین به خشونت ورزی بیشتر به گوش میرسد.
2- انشقاق و انزوا در جنبش: این راهکار اتخاذ شده توسط حکومت، خود نشانه فراگیری و گسترش است. دولت کودتا خود را قادر به در افتادن با بدنه عظیم جنبش نمیبیند. از این رو سعی میکند با ایجاد اختلاف (برای مثال تهمت هتک حرمت عاشورا یا توطئه پاره شدن عکس امام برای ایجاد اختلاف میان مذهبیون جنبش و سایرین و …) این بدنه بزرگ واحد را به چند بدنه کوچک و قابل مهار تقسیم کرده هرکدام را به شیوه ای متناسب سرکوب نماید.
3- ترویج خشونت و رادیکالیسم در صف جنبش: بسیاری از متفکران سیاسی از جمله اکبر گنجی، فرخ نگهدار، علیرضا علوی تبار و … علت اصلی پایداری و اقبال نسبت به جنبش سبز را خشونت گریزی و پذیرش چندگونگی آن میدانند. ج.ا مهمترین توجیه برای سرکوب خونین مجاهدین خلق در دهه 60 دا دست زدن به خشونت ذکر میکند. ترویج اینگونه حرکات ترورگونه اولا خود به خود میان صفوف جنبش انشقاق ایجاد میکند و صلح جویان را از بدنه جدا میکند و سایرین را از همراهی باز میدارد؛ ثانیا، بهترین بهانه را برای سرکوب خونین به کودتاگران میدهد.
4- ایجاد جو ابهام، ناامیدی و بی تصمیمی: این براستی ادعای درستی است که بگوییم کودتا تا قبل از 16 آذر تنها موضعی واکنشی نسبت به اعتراضات داشته و بعد از آن بود که با برنامه ای منسجم برای سرکوب و خشونت هدفمند ظاهر گردیده است. شایعات بی اساس پی در پی مثل دستکیری رهبران و احکام اعدام محاربین علاوه بر آنکه اعصاب و روحیه مبارزین را می فرساید، موجب به وجود آمدن حالتی از ناامیدی و بی تصمیمی نیز میگردد و راه را برای خشونت آفرینی معترضین باز میکند. خوشبختانه در برهه حساس بعد از عاشورا مهندس موسوی با بیانیه شماره 17 خود مانع از ادامه چنین حالتی گردید و «توپ را به زمین کودتا انداخت» همچنین نظر سنجی برنامه نود و حضور سبز اندیشان در آن نشانه دیگری بود که میتوان هر زمان که خواست روش مبارزه را عوض کرد و دست حکومت در سرکوب را بست.

همه اینها نشانه این است که اولا جنبش بعد از این نیاز دارد که در مقابل جنگ روانی مقاومت بیشتری نشان داده و منسجم تر عمل کند (مانند حرکت برنامه 90) و ثانیا روشها و برنامه هایی مناسب برای مقابله با اینگونه حملات کثیف بیندیشد(مثل CD جدیدی که برای مقابله با تبلیغات حکومتی روز عاشورا آماده شده)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: