واقعیت امروز: حذف خامنه ای از صحنه سیاسی کشور

نگاهی کلی و از سطح بالا به شرایط سیاسی کنونی کنونی چیزی جز آشفتگی و ابهام چیزی به دست بیننده نمیدهد. اگرچه برسی جداگانه متغیرها تا حدی روشنگر خواهد بود اما به هر حال نتایجی که میتوان از آن گرفت باز هم کلی و غیر قابل اطمینان میباشد. با عنایت به نکات فوق الذکر، بررسی رفتارهای کنشگران فردی سیاسی علیرغم اینکه خالی از نقائص خاص اینگونه تحلیلها نیست ولیکن میتواند جریان امور را تا حدی شفافترسازد
چنانچه رفتار جناح مقابل کودتا را در این اواخر در نظر آوریم به نظر میرسد که در سطوح بالای آن همگرایی و شتاب بیشتری نسبت به گذشته مشاهده میشود. جدا از موضع گیریهای قاطع اخیر موسوی ، خاتمی و کروبی؛ هاشمی نیز بالاخره لبه تیزتری از شمشیر خود را نشان جناح کودتا میدهد. او در سخنان اخیر خود صریحا خواستار پایداری و مقاومت معترضین شده و به آنها اینگونه امید میدهد که «با تظاهرات همه مسائل حل نمی شود». گذر کردن موسوی از قانون اساسی نظام هم امری نبود که بتوان از چند ماه گذشته آن را پیش بینی کرد. همه اینها در کنار دیگر مواضع و حرکات صریحتر خاتمی و کروبی ناشی از چیست؟ به باور من تحلیل آنها این است که مرکز اصلی قدرت سیاسی در کشور حذف شده است
همینطور در طرف دیگر ماجرا ما شاهد این هستیم که مرتضی نبوی پس از ماهها سکوت تنها چیزی که برای گفتن دارد این است که حرف خامنه ای در وضعیت فعلی خریدار ندارد و منفعلانه و از روی عجز آرزوی ریشه کن شدن جریان سبز را دارد. گستاخی های فرماندهان سپاه هم به حدی رسیده که به راحتی خامنه ای را کنار میزنند و مستقیما منصوب مستقیم او در مجمع تشخیص مصلحت را مورد عتاب و تهدید قرار میدهند. اما وضع از این هم خرابتر است چراکه جناب محسن رضایی علنا خواستار بازنگری در اصول انقلاب گردیده.
وقتی دو وضعیت فوق را در کنار هم قرار میدهیم به 2 نکته مکمل میرسیم
1- دیدگاه رهبران جنبش سبز نسبت به آینده سیاسی کشور دگرگون شده است، آنها لازم میدانند که برای جلوگیری از وقوع یک فاجعه اجتماعی اولا مواضع شفافتری نسبت به گذشته ابراز کنند و به زبانی دیگر تندتر بروند و در درجه بعدی سرمایه هایی همچون معلمان، کارگران و قومیتها را با جنبش سبز بیشتر مالوف کنند.
2- موقعیت شخص خامنه ای در ساختار قدرت به راستی چنان تضعیف شده است حتی میان کسانی که تنها منبع مشروعیتشان محسوب میشود-یعنی اصولگرایان- جایگاهی ندارد. او پیش از این نقشی واسطه میان هاشمی و کودتاگران بازی میکرد و مانه حملات شدید به او میشد و تا حدی از وی حمایت میکرد اما هاشمی خود را چنان بی دفاع میبیند که مجبور است حملات وارده را شخصا پاسخ دهد.
نتیجه طبیعی دو نکته فوق این گزاره است: خامنه از صحنه سیاسی کشور حذف گردیده و نمیتواند به جایگاه گذشته بازگردد. خامنه ای با بی تدبیری، آنقدر از نردبان کودتاچیان پایین رفت که خود نیز عمله آنان شد و اکنون که حرفش هیچ جا خریدار ندارد، خود را مهره سوخته ای بیش نمیبیند. این یعنی تنها نقطه اتکای مشترکی که میان اصولگرایان، سپاه، بسیج و دولت بوده از بین رفته و نمیتواند هیچگونه همگرایی میان آنان را اثرساز باشد. آقای محتشمی پور قبلا گفته بود که حجتیه قصد زدن ریشه خامنه ای را دارد اما قدر دیر به این قضیه اشاره کرد، چرا که رشه او همان روز 22 بهمن؛ روزی که سپاه دید برای اعمال اقتدارش به هیچ کمکی احتیاج ندارد از خاک جمهوری اسلامی درآمده است
بازهم میگویم، با این وضعیت هاشمی میبایست بیشتر مراقب جان خودش باشد. جنبش سبز نیز با سرکوبی شدیدتری روبرو خواهد بود. اما از همه بدتر آینده اصولگرایان است. آنان مجبورند میان سپردن افسار خود به دست کودتاچیان یا حذف شدن یکی را انتخاب کنند چرا که دیگر حامی اصلی آنان قدرت خود را از دست داده است. چنین فضایی بیشتر صحنه یک جنگ داخلی را به ذهن متبادر مینماید چراکه سپاه قدرت را کاملا قبضه کرده و دیگر هیچ رقیب برای او نمیتوان متصور شد. یادمان نرود که حذف شدن خامنه ای زمانی به نفع ما می بود که پیش از آن سپاه فروپاشیده باشد. اما حذف خامنه ای با این وضعیت تنها سپاه و باند کودتا را در اعمال سیاستهای پلیدشان جری تر می کند.
———————————————————————
پ.ن
نکات کامنت لینک در دنباله مهم بود و لازم دیدم اینجا با پاسخ مربوطه منتشر شود:

«گستاخی های فرماندهان سپاه هم به حدی رسیده که به راحتی خامنه ای را کنار میزنند و مستقیما منصوب مستقیم او در مجمع تشخیص مصلحت را مورد عتاب و تهدید قرار میدهند.»
این تحلیل جالبی نبود . برکناری رفسنجانی نیاز به خامنه ای نداره . به احتمال زیاد خود خامنه ای هم از این کار سپاه کاملا حمایت میکنه . زمانیکه میگه نظرات من به نظرات ا.ن بیشتر نزدیکه خوب یعنی چی ؟ یهنی رفسنجانی دیگه پشمه .
بعد اصولگرایان و به عبارتی قدرتگرایان از اسم امام و حمایت از ولی فقیه دارن هر غلطی که شاید هیچ کس فکرشو نمیکرد به این آشکاری انجام دهند رو انجام میدن . پس تا جایی که بتونند از خامنه ای دفاع خواهند کرد چون راه برگشتی ندارند .

پاسخ:

زمانیکه میگه نظرات من به نظرات ا.ن بیشتر نزدیکه خوب یعنی چی ؟ یهنی رفسنجانی دیگه پشمه


ولی بعد از این چند بار خودش مجبور به حمایت های نصفه و نیمه شد و دائم میگفت باید جلوی تهمت را گرفت. در آن شرایط بحرانی هم خامنه ای سعی داشت توازن قوا را کمی به سمت احمدی نژاد سنگین کند نه تا حدی که هاشمی را از دست بدهد. جدا از این مساله رفسنجانی نفوذ زیادی در صنعتگران و تجار دارد و حتی در نهادها و ادارات دولتی هم باندهای مقتدر و فعالی دارد و از دست دادن حمایت هاشمی ضربه بسیار بزرگی به خامنه ای است. این است که خامنه ای هیچوقت خاستار حذف کامل او نیست چرا که با از دست دادن هاشمی قلاده اش به دست کودتاچیان میفتد و کاملا بی اختیار میشود(چیزی که الان شاهدیم)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: