توهین سازمان یافته به سید حسن، هشدار خامنه ای به مراجع تقلید بود

خامنه ای -که دیگر اختیارش دست خودش نیست- روز جمعه حرف جدیدی برای گفتن نداشت، الا اینکه خط امام همین است که من میگویم و دیگران همه منافق هستند یا فریب خورده اند. بر خلاف آنچه عده بسیاری انتظار داشتند، او هیچ فرمان جدیدی صادر نکرد، به مساله خاصی اشاره نکرد و موضع جدیدی از خود بروز نداد؛ و برای این حرفهای تکراری که از موضع ضعف بیان می شد، جمعیت زیادی از گوشه و کنار کشور را دور حرم خمینی جمع کرده و زیر آفتاب نگه داشته بود. به باور من تمام این صحنه آرایی صورت گرفته توسط سپاه برای این مراسم، برای هدف خاصی صورت گرفته بود ولی در آخرین لحظات برنامه تغییر کرد، چرا که مذاکرات پشت پرده به نتیجه نرسیده بود.
خامنه ای این بار از موضعی تدافعی به مقابله قدیمی خود با رهبران سبز پرداخت و اصرار شدید او بر اینکه «خط امام همین است که من می گویم، نه آنها» نشان از منهزم شدن لشکر عقیدتی او دارد. واقعیت این است که خامنه ای نتوانسته مشروعیت خود و دولت مورد تاییدش را به طیف مذهبی سنتی جامعه ایران و رهبران فکری آنها -یعنی مراجع قم- بقبولاند یا تحمیل کند. احمدی نژاد را به بیت مراجع راه نمیدهند و شهر قم تنها به علت غلبه خشونت طرفداران مصباح تاکنون ساکت مانده است.
طبق اخبار پراکنده که از جمله در این وبلاگ منتشر شده، قبل از این نماز جمعه خامنه ای برای مذاکره به قم سفر کرده و با تعدادی از مراجع دیدار داشته است. هرچند خبری از مذاکرات داخل این جلسات خبری به بیرون درز نکرده، اما به نظر میرسد خامنه ای برای موضع گیری شداد و غلاظی که مد نظرش بود به موافقت مراجع نیاز داشته، اما نتوانسته این موافقت را جلب کند. بنابراین ناچار مجبور شده مخاطبان کلاسیک نماز جمعه ها -یعنی مذهبیون- را به خط امامی که خود متصور است رهنمون شود تا مانع از ریزش بیش از پیش هواداران مذهبی گردد و نگذارد گفتمان متعادل مراجع آنها را به رهبران سبز هدایت کند.
توهین روز گذشته به سید حسن خمینی نیز این حدس را تقویت میکند. حرکت زشت و دور از اخلاق طرفداران خامنه ای و احمدی نژاد جدا از این مساله که نشانه کینه و لجبازی دیرین با بیت خمینی است، هشداری جدید به مراجع قم میباشد. آنها با این کار میخواهند به مراجع بگویند که همانگونه که به راحتی آبروی سید حسن را که وابسته به بیت امام است به بازی گرفتیم، میتوانیم شما را هم بی اعتبار و منزوی کنیم تا زین پس بدانید که عدم پیروی از ولایت فقیه چه عواقبی دارد.
اما نکته آخر مربوط به نامه مطهری است. او به صراحت طرفداران خامنه ای را به سپاه یزید و عمر سعد تشبیه میکند و از آنها به «دار و دسته» یاد میکند. براستی چه مساله ای بروز چنین واکنش شدیدی از این مرد را باعث گردیده است؟ آیا میتوان به زودی تشکیل یک جبهه سیاسی به رهبری مراجع قم بر علیه ولی فقیه کنونی را متصور شد، یا این سخنان مطهری تنها از روی تند روی و صداقت فردی نگاشته شده است؟

Advertisements

۱ دیدگاه

  1. محمد said,

    ژوئن 6, 2010 در 11:43 ق.ظ.

    با تمام احترامي كه به آقاي مهندس مير حسين موسوي قايلم و با توجه باينكه ايشان از طرف حاكميت ابوسفياني با خطر جاني مواحه هستند براي ادامه موفق جنبش سبز بهتر به نظر ميرسد كه رهبريت جنبش را به آقاي سيد حسن خميني انتقال دهيم و آقاي ميرحسين موسوي را هم كانديداي رياست جمهوري قرار داده و آقاي كروبي نيز بواسطه تجربياتش مشاور سياسي زهبر قرار بگيرند با اين چينش امكان صدمه خوردن آقايان مير حسين موسوي و كروبي كمتر شده و بهانه هاي دستگتري و بازداشت و تبعيد آنها بمراتب كاهش مييابد و در مقابل نيز احتمال صدمه زدن و اذيت آقاي سيد حسن خميني هم خيلي بعيد تر هست البته سياسيون جنبش احتمالات بيشتري را نيز متصور خواهند بود و با ترفندهاي بهتري نيز آشنايي دارند و اين مطلب صرفا يك پيشنهاد است ضمن اينكه نام خميني كبير نيز دوباره طنين انداز جهان خواهدبود و پوزه مستبدان نيز خاك مال خواهدشددر آخر خواهشمندم اطلاع رساني كنيد تا بيافتد كه حمتي به جنبش سبز شده باشد . يك دلسوخته وسرباز جنبش سبز


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: