«پاشنه آشيل» براندازان

براستی آیا می­‌توان حاشیه­ یا گروه و صنفی را در اجتماع مثال زد که عقیده «براندازی» در آن نفوذ نداشته باشد؟ در کشوری که ما در آن زندگی می­‌کنیم افرادی وجود دارند که نزدیک‌ترین رابطه را با سران حکومت دارند، از رانت‌های همین نظام به ثروت و موقعیت رسیده‌­اند و حتی رابطه خویشاوندی با مسئولین این نظام دارند، اما باز هم به چیزی جز «رفتن» این نظام راضی نیستند، جالب اینجاست که پیدایش و نفوذ این «عقیده» مسئله‌­ای نیست که متعلق به امروز یا دیروز باشد، بلکه سال‌هاست که در میان همه اقشار جامعه مقبولیت دارد. طرفداران چنین «عقیده»ای حقیقتا مستحق ادعای «ما بیشماریم» هستند، حتی بیش از مجموع طرفداران «جنبش سبز».

اما با تمام این اوصاف چرا حرکتی جدی به منظور عینیت بخشیدن به این «عقیده» صورت نمی­‌گیرد؟ چرا جمهوری اسلامی در مقابل این عقاید واکسینه شده و حتی در مقابل گسترش آن چندان حساسیتی به خرج نمی­‌دهد؟ چرا طرح‌های اصلی­ ترین رقیب این اندیشه، یعنی تفکر «اصلاح‌طلبی» در مواقع حساس مانند برهه انتخابات، بیشتر با اقبال مواجه می­‌شود؟ چرا رهبران و استراتژیست­‌های مورد اقبال و تئوری­‌های جدی و مدونی بر مبنای «عقاید براندازانه» متولد نمی­‌گردند؟ بیایید کمی فضا را عوض کنیم تا ریشه­‌های مسئله بیشتر خودنمایی کنند.

فرض کنیم که شما از دوران نوجوانی از طرفداران پر و پا قرص موسیقی راک هستید، عکس‌های هنرمندان راک هنوز بر در و دیوار اتاقتان خود نمایی می­‌کنند و در تنهایی فقط به این موسیقی گوش می‌دهید. ادبیات گفتاری‌تان پس از سال‌ها با این سبک گره خورده و چنان خود را با آن تعیین هویت می‌­کنید که کمتر کسی جرات می­‌کند پیش شما بحث بر سر سبک دیگری را باز کند. من اسم این نوع پیوند خوردگی پندار و رفتار؛ و استمرار آن را «عقیده» می­‌گذارم.

همین هفته مطلع می­‌شوید که در کشور همسایه­ قرار است کنسرتی از گروه‌های مورد علاقه‌تان برگذار شود، این چیزی است که شما تمام این سال‌ها آروزیش را می­‌کردید و فرصتی است که ممکن است دیگر تکرار نشود. در نتیجه شروع می­ کنید به جمع آوری اطلاعات در مورد این کنسرت: از آنهایی که من می­‌شناسم چه کسانی حضور دارند؟ چه زمانی کنسرت برگذار می­‌شود و چه مدت طول می­‌کشد؟ و سوالاتی از این دست. در این مرحله شما به جمع آوری اطلاعات در مورد خود «قضیه» می‌­کنید و سعی می­‌کنید متوجه شوید که عملی در جهت این «قضیه» تا چه حد برای شما مطلوبیت دارد. این مرحله را می­‌توان ساخته شدن «نظر» در مورد یک قضیه نامید.

نوبت به این می‌رسد که شما در مورد شرکت یا عدم شرکت در این کنسرت «تصمیم» بگیرید. بدیهی است اطلاعاتی که تا کنون بدست آورده‌­اید برای «تصمیم‌­گیری» کافی نمی‌­باشد. بنابر­این سعی می­‌کنید اطلاعاتی در مورد «واقعیت»های پیرامون آن قضیه نیز کسب اطلاع کنید. برای مثال متوجه می­شوید که قیمت بلیط و هزینه سفر چقدر تمام می­‌شود یا مثلا به یاد می‌آورید که هنرمندان محبوب شما چندین و چند سال از وضعیتی که شما شیفته موسیقی‌شان شده­ بودید فاصله گرفته اند و یا حتی به این فکر می‌­کنید که اصولا شرکت در یک کنسرت راک تا چه حد برای یک فرد میانسال جذاب است!

به موضوع بحث برگردیم. همینطور که می‌­بینید، فرد برای تصمیم­‌گیری فرآیندی را طی می‌کند: «عقاید» مختلف و متنوعی که وجود دارد حول یک قضیه تبلور میابد و ترکیب جدیدی به نام «نظر» حاصل می­شود. این «نظر» با «واقعیت­»های پیرامون خود مقایسه می­گردد و بعد از یک عملیات «هزینه-فایده» تبدیل به «تصمیم» می­‌گردد. همانطور که مشخص است، پیدایش هر مرحله، محصول بلوغ و تکامل مرحله پیش از خود می‌­باشد.

در حقیقت ضعف در تبدیل «عقاید براندازانه» به «کنش اجتماعی» را هم می­‌توان در کاستی‌های موجود در فرآیند فوق­‌الذکر جستجو کرد. همانطور که پیش از این ذکر شد طرفداران چنین عقایدی نه­ تنها قلیل­ التعداد نیستند، بلکه نسبت به اصلاح طلبانی که مستمرا در هر شرایطی بر عقیده خود پای می­‌فشارند «بی‌شمار» محسوب می‌گردند.

در مرحله اول اشکال کار اینجاست که طرفداران این «عقیده» نتوانسته­‌اند در مورد تک­‌تک ‌«قضایای» متعدد و مشکلات بی‌شمار پیش روی ملت، راه‌­حل براندازی را موج جلوه دهند. معضلات اجتماعی و فرهنگی، فساد اداری و اقتصادی، تبعیض‌های گوناگون و بسیاری معضلات پیش روی مردم را نمی­توان تنها با «انقلاب» و تغییر حکومت حل کرد، به عبارت دیگر کسانی که این «عقیده» را تبلیغ می­‌کنند نتوانسته‌­اند مستقلا راهکارهایی مطابق با عقیده­‌شان برای تک­تک این مسائل ارائه دهند و جواب‌های کلی آنها هم نتوانسته «نظر» مردم را جلب کند. این نکته­‌ای است که «اصلاح‌طلبان»به خوبی از آن استفاده می‌­کنند تا در برهه­‌های حساس، «نظرات» مردم را به سمت تفکر خود هدایت کنند.

اما در مرحله «تصمیم­‌گیری» هم براندازان نتوانسته‌­اند «واقعیت­»های موجود را با راه حل «بر­اندازی» تطبیق دهند. آنها در مقابل پرسش‌هایی که خطرات و آسیب‌های فروپاشی حکومت را پیش­ چشم قرار می‌­دهند پاسخی درخور ارائه نکرده‌­اند. آنها نتوانسته‌­اند چگونگی این فرآیند را با مقدورات و توانایی‌های ساخت اجتماعی پیوند دهند و … بنابر­این مردم نیز نمی‌توانند محاسبات «هزینه-فایده» متناسب با این نوع کنش اجتماعی را انجام دهند. باز هم اصلاح‌طلبان به کمک شناخت عینی‌­تر از واقعیات به صحنه وارد می­‌شوند و «تصمیم» نهایی آنها را به نفع خود رقم می‌زنند.

همانطور که میبینید، نگارنده در این متن قصد نداشته که «عقیده براندازانه» را مورد نقد قرار دهد، بلکه نیت اصلی این بوده که ضعف‌های «براندازان»، که ناشی از ناتوانی در ارائه تحلیل‌ها و راه­حلهای جدی و عملی؛ و همینطور شناخت عینی از «واقعیات» موجود در کشور می‌­باشد نمايان گردد. خواننده ممکن است در اینجا این‌گونه تصور کند که تمامی مشکلات ذکر شده در این یادداشت، ناشی از نبود «اتحاد»، «رهبری»، «استراتژی» و … در براندازان می‌باشد. در پاسخ باید گفت که این موارد در حقیقت محصول نهایی رسیدن مردم به «تصمیم» براندازانه می­‌باشد و نه پیش شرط آن، چراکه نظرات و تصمیمات در «ذهنیت» افراد شکل می‌­گیرد و ناشی از القائات تحمیلی بیرونی نیست، یعنی برای به وجود آمدن چنین حرکاتی، نیاز به اقبال و پذیرش منطقی از سوی مردم وجود دارد. به خاطر همین نکته هم مردم با اینکه به «براندازی» و «انقلاب» عقیده دارند، در شرایط حساس تسلیم اندیشه «اصلاح طلبی» می­گردند و به نفع آن تصميم مي‌گيرند. براندازان نیز تا وقتی نتوانند مشکلات یاد شده را حل کنند، نمي‌توانند رقيبي براي اصلاح‌طلبان محسوب شوند.
————————-
منبع

2 دیدگاه

  1. مهرداد said,

    اوت 7, 2010 در 10:39 ق.ظ.

    متن تحلیلی جالبی بود. ولی ایکاش به جای اصطلاح پاشنه آشیل در متن از نمونه ایرانی اون یعنی چشم اسفندیار استفاده می شد.موفق باشید.

  2. tesla said,

    اکتبر 23, 2010 در 3:40 ب.ظ.

    واقعا تحليل درستي بود


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: