اولین نشانه های به زانو افتادن خامنه ای

نشانه های کم شمار تغییر روش خامنه ای که در آخرین سخنرانی اش دیده شد، اینک در میان اصولگرایان دامنه گسترده تری پیدا می کند. نمایندگانی که چند ماه پیش خواستار محاکمه سران فتنه توسط قوه قضائیه شده بودند اکنون نخ «وحدت»ی که خامنه ای دراز کرده بود را گرفته و در به در دنبال اصلاح طلبان میگردند تا به آنها گره بزنند. همانطور که در این نوشته گفته بودم، این اتفاقی بود که دیر یا زود رخ میداد، اما به جهت بروز تهدیدات نظامی و همینطور آشکار شدن اولین فشارهای تحریم، زودتر از آنچه پیش بینی می شد رخ داد. قبل از شکافتن بیشتر مسئله لازم است پیش لرزه ها و پس لرزه های این به خاک افتادن خامنه ای را در میان اصلاح طلبان بیشتر شناخت.

حدود دو هفته پیش و در اوج اختلافات درون گروهی اصولگرایان بود که چهره هایی از اصلاح طلبان اعلام کردند که دست به هیچگونه اتحاد با اصولگرایان نخواهند زد و وارد دعواهای آنها نخواهند شد. سخنگوی جبهه مشارکت اعلام می کند که «اصلاح طلبان نیازی به حضور در قدرت ندارند» و پیروزی جنبش سبز را قطعی می داند. سایر چهره های اصلاح طلب نیز در این مقطع با تاخیر بسیار شروع به اعتراض به جنتی کردند و از او مدرک دریافت پول توسط خاتمی را خواستار شدند. این نکته نشان میدهد که در خواست خامنه ای برای وحدت مربوط به سخنرانی چند روز پیش نبوده و نشانه های چانه زنی مربوط به قبل از آن میشود. اما در این 2-3 هفته چه حوادثی رخ داد و چگونه می توان آن را تحلیل کرد؟

1- افشای شکایت اصلاح طلبان از سردار مشفق: صفایی فراهانی گفته بود که ما این شکایت را دو هفته پیش از انتشار آن ارسال کردیم و انتشار آن از طرف ما نبوده. تاجزاده قبل از بازگشت به زندان در فیلم منتشر شده گفت که «رهبری گفت از طریق قانونی اقدام کنید، نتیجه اش بازگشتن به زندان بود». این نکات نشان میدهد که خامنه ای اخیرا قصد داشته مسئله بحران کودتاچیان را به نوعی که منجر به تخریب خودش نشود رفع و رجوع کند و کم و بیش دل اصلاح طلبان را بدست بیاورد. کودتاچیان از این مسئله مطلع شده، و با انتشار شکایتی که قرار نبود به این زودی به بیرون درز کند، بهانه به زندان فرستادن آنها را به دست آوردند. این را بگذارید کنار فیلم فارس نیوز از تاجزاده که اعلام می کرد «در انتخابات تقلب نشده». به راستی کودتاچیان چقدر احساس خطر کردند که بعد از 1 سال دست انتشار این فیل مزدند؟

2- میهمانی افطار خامنه ای و حواشی آن: مرحله دوم اعتماد سازی خامنه ای با اصلاح طلبانی که دائم قیمت را بالا میبرند. جدا از صحبتهای تکراری و تهدید آمیز، خامنه ای بار دیگر لشگر اصولگرایان خود را از تفرقه بر حذر داشت و از سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی در نظام دم زد. سید حسن را هم کنار احمدی نژاد نشاند که به دشمنان خارجی اخطار داده باشد و هم چشمکی به اصلاح طلبان داخلی زده باشد، یعنی که در این شرایط هوای ما را داشته باشید تا ما هم …! خطبه های نماز جمعه صدیقی هم محمل دیگری بود برای ارائه صحبتهای وحدت بخش! خامنه ای. اما صبح روز شنبه یادداشت داریوش قنبری در روزنامه شرق منتشر می شود که در آن، پیش شرط هرگونه وحدت را افسار زدن به کودتاچیان می داند. امروز هم نمایندگان مجلس همانطور که شرح آن رفت، نامه کذایی را مرقوم کردند. ترس کودتاچیان بازهم در رفتار دیروز عضوشان نمود پیدا کرد: «همانطور که قبلا اعلام شده بود مجوز احزاب مشارکت و مجاهدین لغو شده!» و مسئله جاسوسی موسویان را پیش میکشند.

اما سوال تعیین کننده این است که پاسخ رهبران سبز به این رفتارهای جدید چه خواهد بود؟ همانطور که پیش از این ذکر شد اولین کرنش خامنه ای نه در همایش افطار، که قبل از شکایت هفت اصلاح طلب رخ داد. بعد از آن بود که موسوی دعواهای درون گروهی اصولگرایان را جنگ زرگری خواند به آنها این علامت را داد که هزینه وحدت ما برای شما خیلی بالاتر از حذف کودتاچیان خواهد بود، موسوی به طور غیر مستقیم سعی دارد به آنها بفهماند که نمی تواند به خامنه ای اعتماد کند و قولهای او را بدون تضمین می داند، بنابراین بعید نیست که بعد از هرگونه توافق، آنها زیر میز مذاکره نزنند(به عبارت دیگر منظور او از «جنگ زرگری» این است: موسوی بعید نمی داند اصولگرایانی که اکنون با هم اختلاف دارند، بعد از مصالحه نظام با آنها، علیه اصلاح طلبان و جنبش سبز متحد نشوند). کروبی هم اعلام کرد که مردم نوع حکومت را خودشان انتخاب میکنند. امروز هم شکوری راد حرکت مجلس در راستای وحدت را جدی ندانست و گفت: «آنهایی که این نامه را نوشته اند همانهایی هستند که موسوی، کروبی و خاتمی را سران فتنه می خواندند»

اگر بخواهیم جمع بندی کنیم، رفتارها تا کنون به این صورت رقم خورده است: از خامنه ای اصرار و از اصلاح طلبان انکار. در همین کش و واکش است که خبرهایی از قربانی شدن قاضی مرتضوی به گوش می رسد و به این سوالات دامن می زند که «خامنه ای تا کجا به امتیاز دهی ادامه خواهد داد؟»؛ «کودتاچیان تا کجا نرمش خامنه ای در مقابل رهبران سبز را تحمل خواهند کرد؟»

جبهه اصولگرایان غیر دولتی، به عنوان تنها پایگاه انحصاری قدرت خامنه ای شدیدا دچار اختلاف شده است. خودسری کودتاچیان هر روز شدت میگیرد و فشارهای بیرونی به نظام هر لحظه بیشتر می شود. همه این مسائل به زانو در آمدن خامنه ای را توجیه میکند، اما کودتاچیان با کوبیدن به طبل جنگ می خواهند از این آب گل آلود ماهی صید کنند. باید دید که این تغییر رفتار خامنه می تواند اصلاح طلبان را دچار بی تصمیمی، آشفتگی و تفرقه کند یا اینکه آنها میتوانند از این تغییر رفتار به نفع خود و جنبش استفاده نمایند.

—————–
پ.ن
یادداشتی از دکتر علی شکوری راد/ ما بیشماریم و تقسیم نمی شویم

25 دیدگاه

  1. یار دبستانی تو said,

    اوت 23, 2010 در 12:33 ب.ظ.

    از اینا هرچی بگی برمیاد اصلاح طلبان نباید صلح کنند

  2. سهراب اعرابي said,

    اوت 23, 2010 در 1:00 ب.ظ.

    مردم من صداي شما را شنيدم

    متأسفم ديگه خيلي ديره
    جواب مادران داغدار را چه گونه ميدهيد؟

  3. میرزاکوچک خان said,

    اوت 23, 2010 در 2:43 ب.ظ.

    تحلیل خوبی داشتی.
    با توجه به مرور تاریخ صد ساله ی گذشته باید مراقب باشیم که خواسته هایمان معقول و منطقی و در یک شرایط آرام بدون هر گونه خشونت پیش برود.به نظر من خواسته همان بود که قبلا مطرح شد وآن هم اجرای کامل قانون اساسی است و پس از این مرحله باید نسبت به اصلاح قانون اساسی در برخی قسمت ها به خصوص نظارت استصوابی شورای نگهبان بر انتخابات و صلاحیت نامزدها و نظارت صحیح بر عملکرد رهبری توسط خبرگان اقدام نمود.
    باید از هرگونه احساسی گری پرهیز کرد و دانست که هر جنبشی هزینه ای دارد و در هیچ جای دنیا بدون هزینه نبوده است.
    در پایان همه ی دوستان جنبش سبز را به مطالعه ی تاریخ معاصر ایران در صدسال گذشته توصیه میکنم.مطالعه ی تاریخ معاصر بیش از پیش به شما درستی تصمیم های اتخاذی از سوی رهبران جنبش را نشان میدهد و البته به قول شریعتی:»هرانقلابی پیش از خودآگاهی مردم،خود یک فاجعه است.»آنچنان که میرحسین مرتب ما را به سوی آگاهی بخشی به اقشار مختلف تشویق میکند باید در این امر همگی فعال باشیم.مثلا اگر کسی از ما در بابی مطالعه دارد حاصل مطالعات خود را به صورت هفتگی برای دوستانش میل کند یا در محیط های دوستانه و خانوادگی بحث راه بیندازیم یا وبلاگ بزنیم و از هر راهی میتوانیم به آگاهی جامعه کمک کنیم و کمک کنیم که جامعه نسبت به چیزی بدون مطالعه دچار تعصب نشود و بدون مطالعه کسی را قهرمان یا دشمن نپنداریم.
    به امید آنکه مبارزات صد ساله ملت ایران با استقرار کامل آزادی در این مملکت به سرمنزل مقصود برسد.

    • Douran said,

      اوت 23, 2010 در 3:05 ب.ظ.

      ممنون، به امید آن روز

  4. Sociant said,

    اوت 23, 2010 در 2:51 ب.ظ.

    1- به نظر می رسد اشاره ی تاجزاده به نخستین سخنرانی خامنه ای بعد از انتخابات است.
    2- منظور از «اتحاد»، اتحاد درون حلقه ی پایبندان به اصول است (رجوع کنید به سخنرانی رهبری در جمع دانشجویان). فشارهای خارجی اصولاَ فرضیه ی نیاز به اتحاد را منتفی می کند. قاضی مرتضوی قربانی نشده است که اگر هم می شد نرمشی بود در جهت متقاعد ساختن طیفی از اصولگرایان (محسن رضایی). کلاً دادسرای انتظامی قضات از زمان خود آقای صدیقی مستقل عمل نمی کند. یادداشت آقای قنبری بر مبنای یک برداشت خوشبینانه ی شخصی از یک دعوت (و از سوی یک دعوت نشده) نگاشته شده است.

    • Douran said,

      اوت 23, 2010 در 3:02 ب.ظ.

      متوجه نشدم که چطور فشارهای خارجی فرضیه نیاز به اتحاد را منتفی میکند
      یک نکته را فکر می کنم در نظر نگرفته اید و آن اینکه رهبری هم حسابگر است و ابتدا از قیمت پایین شروع به چانه زنی می کند، یعنی درست است که در ظاهر امتیازهایی به طرف نزدیکتر(اصولگرایان) می دهد، ولی نهایتا جذب طرف دورتر را مد نظر دارد. در ضمن من شواهد دیگری هم در یادداشت آورده ام: نماز جمعه، نامه مجلسیان، و … البته شواهد بسیار دیگری هم هست. اما برای من جالب است که شما چطور حرکات اخیر اصلاح طلبان را نادیده می گیرید و ناشی از توهم تصور میکنید؟
      به نظرم مستقل بودن یا نبودن دادسرای انتظامی هم چندان ارتباطی با بحث ندارد، اصولا در چنین مسائل حساسی خود خامنه ای تصمیم میگیرد، چرا که تنها او است که از پس فشارهای گروههای اطراف بر میاید.

      • Sociant said,

        اوت 23, 2010 در 7:11 ب.ظ.

        تهدید خارجی بستر مناسبی را برای تسویه ی داخلی محیا می کند. لااقل چند دهه ی گذشته اینطور بوده.
        به همان دلیل نا موجودی که می گویید «نهایتاً جذب طرف دورتر مد نظر است»، می گویم، خیر، نیست.
        حرکات اخیر اصلاح طلبان نادیده گرفتنی است.
        سری به قم بزنید. چند نشریه بخرید یا مجاناً بگیرید و بخوانید. ایشان خود را «حق مطلق» می دانند نیازی به مذاکره یا جذب ندارند (گو اینکه به زعم بسیاری از بزرگانشان همین حالا هم زیادند و باید تعدیل شوند).
        من نمی گویم که اصلاح طلبان دچار توهم اند. می گویم اگر این جبهه را با منابع در اختیارشان قضاوت کنیم، اصولاً وجود ندارند.
        مضافاً، مرتضوی قربانی نشده! منظور من از عدم بی طرفی دادسرای انتظامی قضات و شکل امروزی آن هم بی طرفی در موارد «حساس» نبود.

        • Douran said,

          اوت 23, 2010 در 7:44 ب.ظ.

          در مورد تسویه حساب داخلی که فرمودید در حالت کلی با شما موافقم، اما عملی نشدن آن تهدیدها و زنده ماندن کل نظام تا حد بسیار زیادی ناشی از وجود همان آلترناتیوهایی است که شما آنها را «فاقد هرگونه منابع» می دانید.
          لازم هم نیست تا قم برویم، پیچ تلویزیون را که باز کنیم خود بزرگ بینی ایشان را فورا درک میکنیم. اما جالب است که در قم هم ایشان دچار مشکل هستند. البته این از شانس ما است که سیاست امروز کشور در قم تعیین نمی شود. حقیقتش را بخواهید من نمی توانم این کبکبه و دبدبه را جدی بگیرم، مگر روزش که رسید امام جام زهر را ننوشید؟ تسلیم شدن به خواست ملت خودمان (و نه شورای امنیت) از زهر بدتر است؟
          در مورد منابع، اگر تنها منابع سیاسی-اقتصادی و دیپلماتیک منظور نظر باشد حق با شما است، اما اگر طبقه متوسط، جمعیت جوان، جنبش سبز، معتمدین و چهره های ملی و … را هم جزو منابع به حساب بیاوریم اتفاقا اینها دست بالاتر را دارند. هنر اصلاح طلبان و جنبش هم همین است که زمان را به قدری کش بدهند تا روزی برسد که منابع فوق الذکر هم از نظر شما «منبع» محسوب گردند. در ضمن باید منابع طرف مقابل را هم در نظر آورد، تحریمها، جمعیت بیکاران فقر اقتصادی، اختلافات درون گروهی و جنگ بر سر ته مانده کیک قدرت و … به زودی از آنها پوست و استخوانی بیشتر باقی نخواهد گذاشت. به زودی توازن قوا حاصل خواهد شد
          در مورد مرتضوی اگر قضیه را بیشتر شرح دهید ممنون خواهم شد

          • Sociant said,

            اوت 23, 2010 در 8:54 ب.ظ.

            نگفتم سیاست امروز کشور در قم تعیین می شود. باید به قم بروید. بخش هایی از ایدئولوژی این آدم ها در آنجا چنان برهنه خودنمایی می کند که باید بروید.
            خمینی فرق داشت، نه در صفت، در اختیارات و موقعیت. آن زمان پول نفت کفاف غذایمان را هم نمی داد. در آن دوران حوزه دولتی نبود (هرچند دولت حوزوی بود).
            درست می گویی برادر، روزش می رسد و البته این از هنر «اصلاح طلبان» نیست.
            هر روز «زیمباوه»تر خواهیم شد. مرغ چندهزارتومان دیگر که گران شود، دهاتی ها چنان مزیت رقابتی در مقابل ما خواهند داشت که حتی کسی یادی از دیکتاتور و انقلابی نیز نمی کند.
            نه اینکه سلحشوری بعضی از منظر این حقیر ستودنی نباشد، نه!
            منابع مفروض شما باید قابلیت کمی شدن داشته باشند. به کمیت که دربیاوریشان خواهی دید که فقط دستمایه ی سرودن افسانه و ساختن استوره اند، نه بیشتر.
            و… آری، تسلیم ملت خود شدن از نوشیدن جام زهر سخت تر است.
            فشارها که زیاد شود، فقر که بیداد کند و همه که بیکار شویم، کسی از طرف قدرت به طرف تحول خواهان نمی آید، روستاییان شهرها را به تصرف خود درمی آورند.

  5. کوهی said,

    اوت 23, 2010 در 4:08 ب.ظ.

    حکام جمهوری ولایت فقیه بهیچوجه قابل اعتماد نیستند. ادامه سکوت اصلاح طلبان کودتاچیان را محو خواهد کرد.

    • Douran said,

      اوت 23, 2010 در 4:14 ب.ظ.

      با شما کاملا موافق هستم. امیدوارم خود اصلاح طلبان این نکته را دریابند

  6. sabznews said,

    اوت 23, 2010 در 4:26 ب.ظ.

    تحلیل هوشمندانه است.

  7. یاسمن said,

    اوت 23, 2010 در 6:55 ب.ظ.

    تحلیلهای جالبی میکنید. باید دید سیاست جهانی در قبال ایران به چه سمت میرود. به نظر شما تندروان می توانند دیگران را برای یک جنگ متحد کنند؟

    • Douran said,

      اوت 23, 2010 در 7:20 ب.ظ.

      به نظر من تصمیم تعیین کننده برای وقوع یا عدم وقوع یک جنگ هنوز در دست سیاستمداران داخل است، ونه اتحاد قدرتهای خارجی

  8. پاندا said,

    اوت 24, 2010 در 12:19 ق.ظ.

    در هر صورت در هر شکل، در هر حالت، در هر زمان، مردم بودند که پیروز شدند. شاید با کشته های بسیار اما دیکتاتوری همیشه زانو زده

    • Sociant said,

      اوت 24, 2010 در 10:19 ق.ظ.

      پاندای عزیز،
      در هر صورت به هر شکل در هر زمان،
      مردم کشته شده اند و دیکتاتوری زانو زده.
      اما در این که مردم یا جبهه ی سیاسی مردمی پیروز شده باشد، شک دارم.
      دیکتاتوری به فی نفسه شکست خوردنی است.
      امکان دارد چند مثال بیاوری از پیروزی مردم؟

      • پاندا said,

        اوت 24, 2010 در 2:02 ب.ظ.

        جوامع همیشه به سمت بهتر شدن اوضاع پیش میرند. چه بخوان چه نخوان. بهتر شدن اوضاع یعنی رفاه. یعنی آسایش، یعنی برابری و اعتماد. در هر زمان همه رو به سوی دیکتاتوری دارند،درسته؟ پس هربار زانو میزنند و هر بار حزبه بعدی خودش رو میکشونه سمته مردم تا باز همه چیز دسته خودش باشه و این روند ادامه پیدا میکنه تا به طور کامل دست مردم بیوفته.
        مثالش رو شاید بخواین نقض کنید اما شک نکن کشورهایی مثل سوئد، دانمارک، استرالیا . . .یا حتی راه دور نریم، ایران داریوش اول خیلی به این امر نزدیک شدن. شاید در عرصه سیاسی جهانی اصلاً به چشم نیان اما واقعیت اینه که مردم وقتی در راس امور باشن سعی میکنن به کسی آسیب نزنن و راه خودشون رو داشته باشن

        • Sociant said,

          اوت 24, 2010 در 3:17 ب.ظ.

          این «به فی نفسه» چی بود گفتم؟!!!
          مثال هایی که زدی یه وجه مشترک دارن. جوامعی هستند که ایدئولوژیک بنا نشدن.

          • Douran said,

            اوت 24, 2010 در 3:58 ب.ظ.

            دوست عزیز شما خیلی روی ایدئولوژیک بودن این نظام تاکید می کنید. به نظرم استحاله شدن این نظام و ایدئولوژی اش را در نظر نگرفته اید. فکر می کنم بد نباشد نگاهی به این یادداشت بیندازید

          • پاندا said,

            اوت 24, 2010 در 10:52 ب.ظ.

            دقیقاً. ولی یه چیزی هست به دوران که تو این من موافقم با نویسنده.
            کشورهای ایدئولوژیک رو نگاه کن:
            عربستان، اندونزی، پاکستان و حتی ایتالیا. گدوم اینها برای خودشون رفاه دارن؟
            ایتالیا حتی 1/10 رفاهی که تو آلمان یا هر کشوره دیگه ای داره رو نداره.

          • Douran said,

            اوت 25, 2010 در 2:33 ب.ظ.

            راستش منظور من روند استحاله شدن نفوذ ایدئولوژی حکومت ما بین خودش و پایگاه اجتماعی اش بود.
            در مورد ارتباط ایدئولوژی و رفاه، آنطرف قضیه را هم ببینیم. کشورهایی هم هستند که ایدئولوژیک نیستند و بسیار فقیرترند. جدا از این مسئله، به نظر کشورهایی که شما نام میبرید را نمی توان ایدئولوژیک محسوب کرد. تا آنجا که من میدانم عربستان و اندونزی هم حکومتهایی «اسلامی» (یا حکومت مسلمانان) هستند و نه ایدئولوژیک. در مورد بقیه هم فکر میکنم یک شاخص خوب وجو دارد (+)

          • پاندا said,

            اوت 24, 2010 در 10:54 ب.ظ.

            منظور از نویسنده، نویسنده کسی بود که کامنت من رو پاسخ اولیه داده بود ها!

  9. harfeaval said,

    اوت 24, 2010 در 9:58 ق.ظ.

    دوباره می خواهند با یک حقه جدید خودشون را چند سالی تمدید کنند. جنبش سبز خیلی باید هوشیار باشد

  10. پويا said,

    اوت 24, 2010 در 11:17 ب.ظ.

    1- تفرقه در گروه اصولگرايان و نيروهاي تحت امر خامنه اي تا امروز به نفع جنبش بوده ولي از اين به بعد ديگر نيست چون جنبش و رهبران نميتوانند شخص پايداري را پاي ميز مذاكره ببينند .
    مسلما خامنه اي ديگر نميتواند فرمانده نيروهاي تحت امرش باشد و احمدي چموش براي حرفهاي او تره خرد نميكند . اين براي جنبش بد است .
    2- يكي از شروطي كه احتمالا براي اصلاح طلبان خواهند گذاشت اينست كه طرفدار ولايت فقيه باشند كه اذعان به چنين چيزي يعني خودكشي اصلاح طلبان چون مردم به شدت از ولي و ولايت فقيه و فقه و حتي اسلام هم زده شده اند .
    3- در كل تمايل خامنه اي براي شركت دادن اصلاح طلبان اينست كه بتواند دوباره توازن قوا را در درون جبهه خود برقرار كند . اما به دو دليل نميتواند يكي احمدي ن‍ژاد و پيروان و رانت خواران او و ديگري اصلاح طلبان كه حاضر نيستند بازيچه شوند و به راحتي پايگاه اجتماعي خود را كه بزرگترين و شايد تنهاترين سرمايه آنها است را از دست بدهند . فراموش نكنيد مردم نميخواهند به دوره دولت خاتمي و مجلس ششم برگردند كه در آن شاهد حرفهاي زيبا ولي در جا زدن باشند .
    4- رسانه هاي خارجي به اندازه كافي اصلاح طلبان را در كنار اصولگرايان كوبيده اند و جامعه را از آنها نا اميد كرده اند .

    • Douran said,

      اوت 25, 2010 در 2:21 ب.ظ.

      2- با شما تا حد زیادی موافقم. ولی به نظرم مهمترین نکته هدف خامنه ای این است که پشتوانه مردمی به دست بیاورد. حتی اگر اصلاح طلبان هم با پذیرش ولایت موافقت کنند، خامنه ای باز هم نمی تواند از جبهه پشت سر آنها استفاده کند چرا که همینطور که میفرمائید «زده» شده اند. مگر اینکه قصد جدایی سر از بدنه را داشته باشد
      3- من هم همین احساس را میکنم. اما به راستی چه نظر سنجی دقیقی از سطح جامعه وجود داشته است که همچین چیزی را نشان دهد؟ من نشانه های متناقضی میبینم، مثلا اینکه اعتماد به نفس اصلاح طلبان زیاد شده


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: