پیرامون «آلترناتیو سازی» (نگاهی از بیرون)

پیرامون «آلترناتیو سازی» (بخش اول: نگاهی از بیرون)
از ابتدای تاسیس اتاق «گفتگوی انتقادی درباره بالاترین» یا حتی پیش از آن، تعدادی از کاربران بوده اند که ریشه رفتارهای اخیر بالاترین را در «انحصاری» بودن آن دانسته و به عنوان راه حل، از نوعی «آلتوناتیو سازی» نام می برده اند. فارغ از اینکه این انحصار را «تمام» مشکل، یا تنها «بخشی» از آن بدانیم، لازم است نگاهمان را درباره چیزی که با آن «آلترناتیو» اطلاق می شود شفاف تر سازیم… در ادامه دیدگاه خود پیرامون «آلترناتیو سازی» بیان کرده و از سایر عزیزان نیز درخواست میکنم که با انتقادهای خود، من را در بهبود این دیدگاه یاری دهند. لازم به توضیح است بخش عمده این نظرات، بعد از مصاحبه یحیی نژاد با برنامه پارازیت شکل گرفته و نگارنده کوشیده داوری خود را تا زمان انجام این مصاحبه به حال تعلیق درآورد. این یادداشت، امروز و ظرف مدت کوتاهی نوشته شده و امید است کاستی ها و ناپختگی های آن بخشوده گردد و متن، با نگاهی سازنده و تکمیل کننده روبرو گردد…
1- بالاترین: بالاترین از ابتدای تاسیس یک لینکدانیall to all بوده است. به عبارتی دیگر هر طیفی از مخاطبان با هر سلیقه و فکری می¬توانند مطالب مورد پسند خود را در این سایت پیدا کند. جایگاهی که بالاترین در آن قرار دارد، یعنی all to all، به راحتی به دست نیامده و به راحتی نیز از دست نخواهد رفت. این «جایگاه» یک منبع مهم «قدرت» است و دست اندازی های «قدرت دوستان» برای تصاحب آن به به هیچ وجه امری غیر عادی و دور از ذهن نیست. برای درک بهتر از اینکه جایگاه all to all چیست، می توان «کوکاکولا» ویا «یاهو» را در ذهن تصور کرد و دید که چگونه این موجود، حد مرزهایش را بدون توجه به چیز دیگری می گستراند، رشد میکند و سایر رقبا را می خورد یا ضعیف و کوچک نگه می دارد. باور شخصی من این است که بالاترین، تکیه زدن بر این مسند را تا حد بسیار «بسیار» زیادی مدیون «اولین» بودن خود در میان مخاطبان است و اگر نبود تغییر و تحولات فکری و عدم انعطاف مدیر سایت صبحانه، بی شک امروز این جایگاه از آن صبحانه بود …. بنابراین «انحصار»ی که از آن صحبت میکنیم، یک «انحصار طبیعی» است و بدون ایجاد تغییر«مصنوعی» در ماهیت موجودیت های پیرامون این «انحصارگر»، یعنی مخاطبان، کاربران، مدیران و … نمیتوان این انحصار را شکست… شرایط موجود محصول یک «تعادل پایدار» طبیعی میان کاربران و مدیران و مخاطبان است. تعادلی که بدون تغییر در محیط اطراف آن، با ایجاد هر تغییری، باز هم به شرایط پیشین بر خواهیم گشت.
2- از مهدی و مهیار، تا حسین و مهدی: در ارتباط دادن ویژگی های شخصیتی ویا سابقه فکری مدیران سایتها، با سیاستهایی که طبق آن، سایت را اداره میکنند؛ میبایست احتیاط بیشتری کرد. بحث بر سر این نیست که اینها تاثیر دارند یا نه، بلکه دعوای اصلی حول و حوش «زیاد و کم» آن است. هیچ وقت نمیتوان تضمین کرد که مدیران (یا مالکان) سلیقه ها و افکار خود را در مدیریت سایت دخیل ننمایند، همینطور هیچ تضمینی نیست که خود این مدیران دچار تحولات فکری نشوند. علاوه بر این، صاحبان سایتها تحت تاثیر فشارهای مقطعی درون و بیرون از شبکه نیز قرار دارند. یک مشکل بزرگ همه این سایتها، ساختار «یکه سالار آنهاست» و هرج و مرجی که در پی هر تصمیم فرد «یکه تاز» وجود خواهد داشت. به عقیده من، جداسازی دو جایگاه «مدیریت» و «مالکیت» و تعریف مسئولیت و اختیارات مشخص برای هر یک اگرچه دشوار یا غیر ممکن است (به علت عدم سود آوری)، اما در هر حال می تواند برای همه این سایتها به عنوان راه حل (یا مسکن دائمی) مطرح شود. این کار محاسن و معایب زیادی دارد که برشماری آن از هدف این نوشته دور است، اما به هر حال باعث می شود که از پیچیدگی مسائل کاسته شده و راهکارها با عمق بیشتری مطرح گردند….. توجه به این نکته نیز ضروری است که مالکان این سایتها، این لینکدانی ها را ممکن است با اهداف متفاوتی ساخته باشند، اما نفس «راه اندازی» اینها، مبتنی بر «فرصتی» بوده که در ذهن آن مالکان انعکاس یافته، و این «فرصت» چیزی است که می تواند عنصر تمایز بخش هر کدام از اینها با دیگری باشد (برای مثال طبق یک باور کلی و صیقل نیافته؛ مهدی از ضعف تکنولوژیک صبحانه و دافعه های حسین استفاده برد، مهیار یک تقلیدگر موفق از مهدی بود و دومین مهدی نیز با تصور اینکه یک لینکدانی با سبک و سیاق بالاترین دارای ظرفیت محدودی است وارد میدان شد). بدیهی است جهت گیری های «آلترناتیوسازانه» نیز میبایست با تعیین رویکرد نسبت به هر یک از این فرصتها مورد بررسی قرار گیرد، آیا ما می خواهیم نگرش این افراد به «فرصت» را تغییر دهیم، آن را بپذیریم یا بر علیه آن قیام کنیم—-> به باور من، مهدی یحیی نژاد همه حرفش را در مصاحبه با پارازیت زد: «بالاترین یک آمپلی فایر است». نکته اصلی مصاحبه مهدی، تنها معنای همین جمله بود: مهدی نمی خواهد جایگاه all to all را از دست بدهد. بالاترین همچنان کاربران را حذف می کند و ابایی از این کار ندارد، چرا که میبیند تنها و تنها تکیه زدن بر جایگاه all to all این قدرت را به او بخشیده و مدیریت یک سایت all to all چنین اعمالی را مشروع میکند.
3- کاربران: آیا بالاترین یک شبکه اجتماعی است؟ لینکدانی است یا پایگاه مبارزاتی، رسانه است یا …؟ اگر همانطور که مهدی گفت، بالاترین قرار است یک «آمپلی فایر» باشد، کاربران نیز چیزی جز خازنها، سیم پیچها و ترانزیستورهای این دستگاه نخواهند بود. کمی که در این استعاره دقیق شویم، از نظر مالک این آمپلی فایر، مهم نیست که فلان ترانزیستور چقدر خوب کار میکند یا فلان آی سی، خارج از این دستگاه چقدر قیمت دارد و کمیاب است. آمپلی فایر قرار است «آمپلی فایر» باشد. معیار خوب بودن آمپلی فایر با ارزشمند بودن اجزای آن تعیین نمی شود، بلکه میبینند چقدر صدا را بلند میکند! حتی نگاه خود اجزای درونی دستگاه و دیدگاه آنها نسبت به خودشان هم چندان در نحوه کارکرد این آمپلی فایر تاثیر چندانی ندارد، خیلی که از اراده حاکمان دور شوند، تبدیل می شوند به «قطعات قابل تعویض!». آنها قطعا با انگیزه ها متفاوتی وارد سیستم شده اند، اما همین انگیزه های بسیار بسیار متنوع آنها یکی از عواملی است که باعث شده نهایتا، آنگونه که یک لینکدانی all to all می خواهد، «برده سیستم» باشند…. جدا از این برداشت، اگر هم بخواهیم بالاترین را بنابر دیدگاه برخی، به «جامعه» تشبیه کنیم، باید در نظر گرفت که این «جامعه» تا چه حد عینیت دارد و پرسید نگرش همه کاربران نیز به آن اینگونه است یا نه؟ …. در هر حال با توجه به رویکرد مهدی و تعریف او از بالاترین، اعمال کاربران نمیتواند چیزی در خلاف جهت کلی این سایت باشد (گاهی اوقات شبهه دموکراسی ها، ما را به این اشتباه میندازند که گویا ما واقعا از نظر مدیران انسان هستیم!)، این وبسایت یک ماشین «بروکراسی» باقی خواهد ماند و انسانها قرار است فقط و فقط «قطعات قابل تعویض» باشند. در چنین رویکردی، تشکیل شدن «ساختارهای غیر رسمی»، گروههای همفکر، دوستان و … ناشی از «غیر ایده آل» بودن قطعات آن است (از نظر سیستم، متاسفانه ما چیزی بیشتر از ترانزیستورها و خازنها هستیم!)…. در هر حال همه این بخش از متن برای روشن کردن این بود که تغییر نگاه مدیران تا چه میزان تاثیر گذار و مهم است و ادامه پی جویی هدف all to all از طرف مدیران آلترناتیو آینده، تا چه اندازه خطرناک.
4- مخاطبان: اینها مغفول ترین ها هستند از نظر آنهایی که بالاترین را شبکه «اجتماعی» می خواهند. نگاه غالب کاربران نسبت به مخاطبان، اکثرا از روی تعداد کلیک ها سنجیده می شود: توده ای بی شکل و ناشناخته، عددهایی که بالا و پایین می شوند، در ساعاتی از روز زیادند و در ساعاتی دیگر کم، نگرانی اصلی مدیران را تشکیل می دهند و برای خود ما نیز مهم هستند…. در حقیقت منبع قدرت اصلی مدیران نیز همینها هستند. سایت all to all اگرچه بر سیستم طبقه بندی و اداره محتوای کارآمد و ماشین وار، و همینطور مدل جذب خودall / اول/ استوار است، اما همه اینها بدون وجود مخاطب all/ دوم/ بی هوده است. آوایی که از آمپلی فایر شنیده می شود چندان مهم نیست، بلکه ما شنونده لازم داریم! بدیهی است هیچکدام از کاربران، تنها به شبکه اجتماعی بودن آن اکتفا نمی کنند و مخاطب را نیز در نظر دارند، این نقطه اشتراک میان دو وجه از سیستم است: کاربران و مدیران. هر کدام از این دو وجه اهداف خود را دنبال میکنند و طبیعتا تنشهایی میان این دو وجود دارد، اما داور نهایی در این کش مکش، موازنه قوا میان این دو است: چه کسی قدرت بیشتری در جذب و نگه داشتن «مخاطب» دارد… از نظر مدیر سیستم، تا اینجای دعوا او برنده بوده، چراکه اگرچه نتیجه نظر سنجی صورت گرفته بر خلاف نظر درامده، علیرغم آن وی توانسته با ادامه اقدامات حذفی، «مخاطب» سایت را حفظ نماید (بله! او هم در ابتدا فریب «نظرات» شکل نایافته و خام ایرانیان را خورد، اما در عمل چیز دیگری دید!) …..
به هر روی اگرچه هدف از نگارش بخش اول این متن رسیده به «نتیجه» نبوده، اما یکی از نتایجی که نگارنده از آن می گیرد این است: «انحصار»ی که از آن صحبت می شود، انحصاری که نوک پیکان «آلترناتیو سازی» آن را هدف گرفته، الزاما نه در زیرساختها و رویه های موجود /all اول/ که بیشتر از آن در /to/ و /all دوم/ نهفته است. بنابراین هرگونه اقدام آلترناتیو سازانه میبایست ما را به طور بسیار جدی با سایر عواملی که پیرامون این لینکدانی شکل گرفته درگیر نماید و ساختار محیطی که بالاترین در آن زیست میکند را تغییر دهد: «اقدامی «ساختار شکنانه» … بخش دوم مطلب به این موضوع اختصاص دارد.

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: