یکم اسفند، تصویر هماغوشی «امام» خامنه ای و آلت مصنوعی «قدرت» در خیابان

دیروز اول اسفند بود. سگان آستان ولایت در معیت قصابان و جلادان حضرتش، تهران را قرق کرده بودند تا مبادا کسی متعرض حضرتشان شود و شعاری سر دهد و اعتراضی بکند. تحرکات بوزینگان و چارپایان را هم که در این چند روزه ملاحظه کردید. از تهدیدها و اولدروم بلدرم های سگان و قصابان گرفته تا عربده کشی های ساکنان طویله اسلامی، هیچکدام مانع این نشد که مردم بار دیگر، و اینبار در بسیاری شهرهای دیگر، پای به خیابان بگذارند و تن علیل خامنه ای را در نزدیکی گور بلرزانند.

روز جمعه، حرامیان واوباش وابسته به پول نفت، کمی راهپیمایی فرموده و نعره کشیدند تا پولی یامفتی که بابت کار نکرده از بوزینگان دریافت میکنند اندکی حلال شود، دنبه های اضافی را آب کرده تا برای سرکوب ملت آزادی خواه آماده تر و روفرم تر روی صحنه حاضر شوند. همانروز بود که دایناسور کندذهن -جنتی ملعون-  درخواست کرد که به جای اعدام، موسوی آزادیخواه را به حصر خانگی ببرند: همانطور که پیش بینی کرده بودیم، سنگ بزرگ «….اعدام باید گردد» تبدیل به دربی آهنین شد، که آنهم دو روزه زنگ زد و فروریخت.

از سایر اتفاقات نیز میگذریم، اهمیتی ندارد محسن رضایی چه ماغی بکشد، یا احمد توکلی –بره سپید-  چه یاوه ای ببافد، چراکه گوزیدن بوزینگان کت و شلوار پوش و قصابان و سگان تازی دولتی و سپاهی، صدها مرتبه بیشتر از این جماعت در تحولات اتحادیه اصطبلهای اسلامی نقش دارد.

اول اسفند، آیینه ای بود تمام نما از درماندگی رهبر کبیر انقلاب، یعنی چارپای علیلی که امر هدایت گوسفندان و نصیحت بوزینگان را بر عهده گرفته. خواننده زیرک ودانا خود به خوبی واقف است که خامنه ای میتوانست در این یک سال، نه با اجابت درخواستهای پنجگانه موسوی، که حتی با اندکی ظاهر سازی و دروغ بافی، سر خلق الله را شیره بمالد وقدری از التهاب کم کند. مثلا بدهد گردن سگ تازی –سردار رادان- را بزنند یا گراز وحشی –احمدی مقدم- را چوب فلک کنند. اما همانطور که آگاه هستید، این چارپا آنقدر در کینه و بغض غرق شده و آنچنان در آتش نفرت از آزادیخواهان می سوزد که دادن کوچکترین امتیازی را برابر با عرضه کردن ناموسش به مخالفان میداند.

خامنه ای در عقده ای گیر افتاده که کمتر کسی است که به آن پی نبرده باشد: حسرت «امام» بودن. «امام»ی که کسی جز او جرات نعره کشی و یکه تازی ندارد. «امام»ی که همه گنده لاتهای محل در پیش او غلاف می کنند و ملت خود را برایش جر می دهد. خمینی کسی بود که به ابوالبشری امتیاز نمیداد، خامنه ای هم می خواهد مثل او باشد، اما افسوس که در بازو جز «سرنگ» ندارد! «امام» مرده است و از لاشه اش چیزی برای خامنه ای باقی نمانده.  و این تقلید بوزینه وار خامنه ای از وی، تنها یادآور قصه «کنیزک و خر» مولوی است.

خواننده منصف و دوراندیش میداند که خمینی به این دلیل خمینی بود،  که مردمان روزگارش، مردمان امروز نبودند. حالا الاغ قصه ما با همه تنگدستی اش در همراهی مردم، و با علم به اینکه عصر خمینی بازی به سر آمده است، همان اوباشگری های دوران خمینی را میخواهد با پول افشانی در میان چارپایان ادامه دهد و برای خود فدایی بسازد. میخواهد در غیاب کاریزمایی پرنفوذ، همچو او گنده لات محله باشد و احدی در پیشگاهش نطق نکشد. سر تا پای این موجود حقیر، در عطش «امام بودن» می سوزد.

برای ساختن تصویر بهتری در ذهن، دم و دستگاه و کبکبه و دبدبه خمینی، رابطه اش با پیروان و مردم و گفتمانش را با جهان در خاطر بیاورید، حالا تمام اینها را بدهید یک بچه عقب افتاده برایتان نقاشی کند: این همان کاریکاتوری است که خامنه ای از چهره خود ساخته، جهانی الکی و باسمه ای از آرزوهای دست نایافتنی. همچون آلت جنسی مصنوعی. بله، خمینی به «واقع» «عروس قدرت» را در آغوش می کشید و خامنه ای با آلت مصنوعی آن، به یاد آن عروس استمنا میکند.

براستی رمز کوتاه نیامدن و امتیاز ندادن خامنه ای در همین است که دوست دارد «امام» باشد و کسی جرات ایستادن در مقابل او را نداشته باشد. پیشوای او خمینی است، کسی که جز به مرگ سر فرود نیاورد و وجه آن را هم از خونبهای 4000 نفر در سال 67 به تمامی دریافت کرده بود. حالا این سید مفلوک، خامنه ای علیل می خواهد همه آن جلال و جبروت را همه آن ابهت و حمایت مردمی را با پول نفت خریداری کند، خیل استقبال کنندگان از خمینی، نفوذ کلام وی و همه آنچیزی که بوی خیمنی میداد، می شود آن چیزهایی که در پادگان یکم اسفند دیدیم، یعنی ابهت و حمایتی «خریدنی». اینجاست که همه شکوه آن عشقبازی، می شود دسته خر پلاستیکی که از هر مغازه ای می شود ابتیاع کرد، و البته هر کسی هم می تواند آن را بخرد، چراکه در مملکت فقرا این قبیل کالاها ارزان است.

بله دوستان عزیز، تا وقتی این موجود مفلوک در نبود قدرت خمینی دندان بر عاج دندان می ساید و صفرا به زرداب میریزد. آش همین آش است و کاسه همین. چهره خیابانهای تهران در یکم اسفندماه، حقیقتی را فریاد میکند: این تنها خامنه ای است که حق دارد با قدرت عشقبازی کند، البته با آلت مصنوعی اش!

10 دیدگاه

  1. فوریه 21, 2011 در 8:49 ب.ظ.

    خیلی عالی بود. خیلی

  2. فر زندان ولا يت said,

    فوریه 21, 2011 در 8:50 ب.ظ.

    صبح امروز ۵ مرتاض هندي به ديدار مقام معظم رهبري رفتند ونظر خود را در را بطه با نا اراميهاي كشور به سمع ايشان رساندند. مرتا ضان هندي اعلام كردند براي ارامش در جا معه بهتر است مقا م معظم رهبري .. رهبري نظام را از اين پس به امام مجتبي خا منه اي واگذار كنند. مرتا ضان هندي به رهبري توصيه كردند حال كه مردم رهبري شما را قبول ندارند بهتر است مدتي به نجف سفر كنيد ورهبريت مردم مسلمان عراق را به عهد ه بگير يد. اقا بعد از مشورت با مرتا ضان هندي امشب در نظر دارند به قم بروند ودر انجا نيز جلسه ي با جعفر طيار داشته باشند وسپس تصميم نهايي را اخذ كنند
    http://675090.blogfa.com/

  3. ali said,

    فوریه 21, 2011 در 8:50 ب.ظ.

    فرست تجدید قوا به نیروهای سرکوبگر خیانت به خون شهدای سبز میباشد ، امروز وظیفه هر ایرانی با وجدان این است که تداوم اعتراضات علیه این رژیم خونخوار را ادامه دهد.تا آزادی راهی سخت در راه است ،این رژیم مانند مصر یا تونس نیست اینها سالهاست که سر در آخور بیت المال دارند و به این آسانی دست بر در نیستند. یک مشت انسانهای عقاب مانده که در آینده فقط در زباله دانی تاریخ جا خواهند داشت به نام اسلام به نام مذهب خنجر میزنند ، مذهب از ایران رخت بر بسته و این مهم، نوید پیروزی ماست .آخوندیسم مرتجع به این مهم آگاه است و میخواهد با تمام قوا تا آنجا که بتواند این مرز و بوم را بچاپد.بر ماست که عزم را جزم کرده و بنیاد این نامرد به ناموس و وطن را ازجا بر کنیم . یک شاخه از درونه سیاهیه جنگل به سوی آفتاب فریاد میکشد که ما همگی سبزیم ، بیاید شاخه سبزی شویم بیاید یکصدا آزادی را حلقوم ستم دیده فریاد کنیم ، زنده باد آزادی مرگ بر دیکتاتور.

  4. رضا said,

    فوریه 21, 2011 در 9:00 ب.ظ.

    بسیار عالی بود.

  5. .Nima said,

    فوریه 21, 2011 در 9:02 ب.ظ.

    قبول كنيد كه مردم ايران خيلي ترسو و بي عرضه هستند. مردم كشورهاي منطفه تا تحقق خواسته هاشون ميدان را خالي نمي كنن ولي ما منتظريم سالي يك بار يكي بياد فراخوان بده. هيچكدام از جنبش هاي منطقه رهبر مشخصي به جز خود مردم نداشتن. خلايق هر چه لايق.

  6. ژوبین said,

    فوریه 21, 2011 در 9:07 ب.ظ.

    بادرود

    چند پیشنهاد برای جنبش آزادی خواهی سبز ایران، خواشمندم خوب بخوانید زمان همچون زر است!

    ********************************************************************
    یکم____اگر جمهوری اسلامی موتور سیکلت سوارانی را میفرستد برای ترساندن مردم، مردم هم موتور سیکلت دارند
    آنهایی که «موتور و کلاه کاسکت» دارند با هم هماهنگ بشوند و گروهی به سوی لباس شخصیها و پلیس بتازند
    آنهایی که ماشین دارند (بویژه خودروهایی کهنه) گروهی با هم همآهنگ بشوند به سوی پلیس و یگان و لباس شخصی و…. بتازند
    از خودتان در این زمانها نگهداری کنید و بپای خودتان باشید، خواهید دید که آنها از ترس خواهند مرد چون شما بیشترید
    چه پیاده و چه سواره (با ماشین و موتور) یادتان باشد با هم هماهنگ باشید و با هماهنگی به تازید.

    دوم____مچنین کاغذ نوشته را از سر بگیرید چاپگر امروزه فراوان و ارزان است اگر چاپگر ندارید با ماژیک بنویسد ، و همچنین پرده نویسی کنید
    و در نوشته ها از نیروها بخواهید با شما باشند به سوی شما برگردند بزرگ اینها را بنویسد تا در عکس و فیلم نمایان باشد چون
    همه هتا جمهوری اسلامی هم میبیند تا اینجوری آنانی که خواهان سرکوب نیستند به سوی جنبش سبز لیز بخورند دودلی را کنار بگذارند
    چرا که نوشته و نمادین اعتراض کردن خیلی تاثیر گذار تر است، خواسته ها و خواهش ها را بر روی پرده و کاغذ بیشمار انجام بدهید
    نمادهای جنبش و پوستر های کشته شدگان پارسال و امسال و رنگ سبز، مچبند سبز و بویژه شال برای پوشاندن چهره ی خود که
    اگر سبز باشد نمادین تر است بکار بگیرید.

    نکته سوم____ نزدیک به زمان راه پیمایی گروهی از سراسر شهر چندین بسته «پونیز درشت و بزرگ» فراهم بکنند از فروشگاه های گوناگون شهر
    زآنپس چندین کس پیاده و هم چنین با موتور سیکلت در خیابان هایی که به جایگاه های راهپیمایی می انجامد و منتهی میشود
    سرتاسر پهنه ی «پیادرو و خیابان» را در چنیدن بخش پونیز بپاشن تا موتور و ماشینی و اتوبوس و کامیونی که از خیابان و پیادرو میخواهند بروند
    چرخشان پنچر شود و «راه بندانی سخت» در بگیرد که جای گذر هیچ ماشینی نباشد!!!
    در این هنگام شلوغکاری بسیاری میشود که برای سبز ها بسیار سودمند و برای نیروهای سرکوبگر و موتور سواران ولایت فقیه
    رنج آور خواهد بود.!

    نکته چهارم____ در این زمان گروهی باید از این شلوغی بهرهگیری کنند تا آنجا که میتوانند با بریدن سیم برق و تلفن کلانتری و فرمانداری و شهرداری و….
    مایه دردسر آنان شوند.
    و همچنین برای بریدن سیم های تیرهای برق بیرون از شهر به جاده های برون شهری گذر کنند و با انبر بزرگ سیمهای آن را ببرند.
    و همچنین برای آتش بیشتر از ماده های ترکشی و انفجاری که در چهارشنبه سوری هست بو همچنین تینر و نفت بهره بجویند.
    در 25 بهمن درب مترو ها رو بسته بودند تا آنجا که میدانم برای اینکه مردم جابه جا نشوند با مترو!
    که در این زمینه باید به سندلیها و شیشه و درب خود مترو و هتا آتش زدن مترو و هر چه که بر مردم سبز میبندند آسیب زد، چرا که
    این مترو برای مردم هست و به هر روی این مردم دو روز دیگر که به مترو میخواهند بروند، ایستگاهها
    و خود مترو باید تاوانش را پس بدهد.

    این نکته ها را من در جای دیگر هم نوشتم و نامه دادم به تارنما ها و
    تارنگارها تا شاید کسانی که در شهر های شلوغ زندگی میکنند و هستند بکار ببندند 100% مایه ترس زورگویان خواهد شد.
    از این راه ها میتوان بخش های مهم شهر را در دست گرفت و نیروهای سرکوبگر را واپس نشاند که به مهار شهرها به دست مردم می انجامد.

    ********************************************************************

    خوب است شما نیز تا میتوانید این را با توانایی رسانه ای که دارید به گوش این و آن و هر کس که میشناسید بویژه تهران برسانید
    من خودم چون در شهر کوچکی زنگی میکنم اینجا بدرد نمیخورد شهر های بزرگ بویژه تهران کاری تر و ارزشمند تر است.
    این را هم بگویم امروزه که چابگر به فراوانی و ارزانی در دسترس هست باید خوب ازش بهره گرفته شود
    و همچنین نوشته ها از نمونه گفتارهای سران جنبش سبز
    را به «ام پی تری» و بانگ و صدا دربیاورید و از اینترنت گرفته تا موبایل از راه (بلوتوس) فراگیر نمایید
    خواهشمندم، همگی یادتان باشد «هر شهروند یک ستاد است»، رسانش فرز و چابک و فراگیر و فراوان و نوآوری را به یاد بسپرید

    با سپاس

    بدرود

  7. ب said,

    فوریه 21, 2011 در 9:46 ب.ظ.

    بیا برای من روشن کن این فحاشی مرصع چه فرقی با مانیفستوهای نمازجمعه ولایت چی ها داشت؟

  8. amir said,

    فوریه 22, 2011 در 12:10 ق.ظ.

    با حرفهای نیما تا حدود زیادی موافقم…شاید مهمترین دلیل برای عدم مشارکت گسترده مردم این باشد که مردم از اسلام و حکومت دینی و هر چه دیندار و اسلامخواه هست به ستوه آمده اند و زیاد برایشان فرقی نمی کند که عمامه به سر حاکمشان اسمش خامنه ای باشد یا کروبی…و یا حتی موسوی که هنوز معتقد به «عصر طلایی» در زمان آن کفتار عقب مانده خمینی است

  9. فوریه 22, 2011 در 3:44 ق.ظ.

    […] […]

  10. ariya7 said,

    فوریه 23, 2011 در 8:50 ب.ظ.

    دوست عزیز ای او ال رو فیلتر کردند راه و روشی برای استفاده از ای اول اگه داری خبرمون کن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: