انقلاب زنده بود، تا هاشمی زنده بود…

نقل است که روزگاری، عده ای باستانشناس چشم آبی به چنگ قبیله ای بدوی و آدمخوار افتاده بودند. آدمخواران یک به یک، گوشت کف دست و پاهای اینها را کنده و جایش داغ میگذاشتند، و خودشان را هم زنده زنده در دیگ می پختند. نوبت به نفر آخر رسید. او که شاهد مرگ زجر آلود همراهانش بود به رئیس قبیله پیشنهادی داد. گفت من جادویی میدانم که می تواند رئیس قبیله را در مقابل نیزه و تیر و تبر روئین تن کند، و برای جلب اعتماد او، جلوی جادوگر قبیله نمایشهایی مثل افروختن آتش با کبریت و روشن کردن شب با چراغ قوه نیز انجام داد که صلاحیتش در جرگه جادوگران تائید گردد. بعد از موافقت رئیس، شروع کرد به جمع آوری هر آت و آشغال عجیب غریبی که در آن حوالی پیدا می شد. او در حالی که یک آوازقدیمی به زبان مادریش را با صدای بلند می خواند شروع به مخلوط کردن مواد و ساختن ضماد کرد و سپرد که اعضای قبیله هم به اجرای مراسم هلهله و پایکوبی بپردازند. در آخر، برای اینکه نتیجه کار خود را نشان رئیس دهد، تبر را از جلاد گرفت و خوب تیزش کرد، ضماد جادوئی بر گردن خود مالید و دستور داد که تبر را بر گردنش فرود آورند. پایین آمدن تبر همان و جدا شدن سر از بدن همان…

چندسال قبل که هنوز خاتمی بر سر کار بود، هابرماس برای سخنرانی به ایران آمد. عده ای از اصلاح طلبان دست او را گرفتند و بردندش در اتاقی و برایش درددل کردند که: اینها زبان ما را نمی فهمند، ما داریم با گوریل شطرنج بازی میکنیم. در این شرایط، آن «گفتگویی» که تو از آن دم میزنی چطور میسر است!؟ اصلاحات با وجود این گوریلها چگونه به ثمر می نشید؟…

سیاستمداران امروز جمهوری اسلامی در دنیایی مالیخولیایی زندگی می کنند. از نگاه آنان جهان به دو بخش «خیر» و «شر» تقسیم می گردد. انسانهای روی کره زمین یا از اصحاب یزیدند یا از یاران امام حسین. صحبتهای افراد یا «حق» است یا «باطل». جهان هستی با قواعدی خاص خود کار می کند که در دنیای امروز، دانشمندان از روشهای علمی در پی کشف آن هستند، اما سردمداران و حامیان جمهوری اسلامی آنها را درون کتابهای کهنه و قدیمی، آکنده از جعلیات غیر علمی می جویند. برای اینها حکومت، نه به منزله کشورداری و اداره امور مردم، که به معنای حفظ کلید ام القراء اسلام، و سپردن آن به دست امام زمان است. استدلال و منطق، که از ملزومات زندگی و مدیریت در جهان امروز است، در اینجا چیزی نیست جز به هم بافتن پاره ای نشانه ها از احادیث و اقوال، و نتیجه گیری بر اساس همانها. خلاصه کلام: حکومتداری در جمهوری اسلامی یعنی سر و کله زدن با اموری آنجهانی، مقایسه امور روزمره جهان با داستانها و روایات صدر اسلام و تصمیم گیری بر اساس نتایج و آموزه های آنها. زندگی در عرصه سیاسی جمهوری اسلامی، شباهتی بسیار با آن قبیله بدوی دارد.

هاشمی اما، نماد پیوندی بود میان این جماعت و «دنیا». اگر نبود سوزن تیز هوشمندی او، چه جادویی قادر به دوختن این روایات پراکنده با جهان امروزین بود؟ او نقطه اتصال جماعت مالیخولیایی بود با «حکومتگری»، با امری «این جهانی» و «امروزین». رفسنجانی اگر هم از «بمب اتمی اسلامی» دم می زد، سودای موازنه قوای منطقه ای را در سر داشت، نه «امام زمان». او «توسعه» می خواست و «سربلندی حکومت شیعی» بر زبان می راند، از راه حل بودن اسلام می گفت، اما اسلامی که در دست خودش باشد… هاشمی پیوند دو گفتار بود، مترجمی بود برای افکار آن جهانی حاکمان و نیازهای امروزین دنیا، به زبان یکدیگر.

نمی خواهم بگویم که هاشمی همه این کارها را یک تنه می کرد. او «نماد» این پیوند بود: پرچمی در محفل پایکوبی بدوی حکومتگران که به وجود این گفتار پیوند ساز رسمیت می داد و اعتبار می بخشید. بدون او اما، قبیله همان قبیله است، با همان خصوصیات مالیخولیایی و بدوی اش. اما سیاست از مفهوم مدن خود تهی شده، و به دوره جاهلیت، یعنی در حد اداره امور قبیله باز می گردد. بدون او معدود سیاستگران عملگرا، آنانی که قرابت بیشتری با منطق و تفکر امروزین دارند و هدفشان امام زمان نیست یتیم شدند: بی متولی، بی سرپناه، بدون هیچ نماد و سمبلی که آنها را گرد هم آورده، به امر سیاست پیوند دهد و منشا تغییر سازد.

هاشمی رفسنجانی، مردی که خمینی در ستایشش گفته بود: «هاشمی زنده است تا انقلاب زنده است» از کرسی ریاست مجلس خبرگان به زیر کشیده شد. او «نماد» «عقلانیت»ی مدرن بود که بارقه اش در دنیای جمهوری اسلامی روز به روز کم فروغ تر می شود. نگارنده هرگز ادامه داستانی که در ابتدای متن نقل شد را درنیافته، به علاوه او هیچوقت عضو یک قبیله آدمخوار نبوده تا بفهمد بریده شدن سر آن باستانشناس در چشم انسانهای بدوی، خرافی و غرق در مخدر چه انعکاسی دارد. ولی تصور می کند که اعضای قبیله –خوشحال از بازیافتن خوراکی از دست رفته شان- به پایکوبی و رقص ادامه دهند.

رفسنجانی وزنه ای سنگین بود که نمیگذاشت قلمرو قبیله از زمین اطرافش جدا شود. اکنون این وزنه –به اراده خود- به بیرون از قلمرو می غلطد تا قبیله در آسمان شناور شود و به آرمانهای موهومش: «امام شدن» خامنه ای، ظهور امام زمان، خیزش اسلامی منطقه و … نزدیکتر گردد. هاشمی از پله های ریاست خبرگان به پایین می آید، اعضای قبیله خوشحالتر از پیش می رقصند و این رویداد مبارک را جشن می گیرند. موسیقی خداحافظی پدرخوانده در نوای آشوبناک ضرباهنگ طبلهای بدوی خفه می شود و آدمخواران، معلق در آسمان به پایکوبی ادامه می دهند… بله! «انقلاب مرد، چون هاشمی مرد»

Advertisements

34 دیدگاه

  1. asghar said,

    مارس 9, 2011 در 1:42 ق.ظ.

    فرض کنید در شب های جشن ملی چهارشنبه سوری هر شب همه خانواده ها بر روی پشت بام های خود با قاشق و قابلمه و بشقاب و دیگ و دیگبر آسمان شهر را غرق در صدای این ظرف ها در آورند چه غوغایی خواهد شد؟؟ گوش فلک را کر خواهد کرد مخصوصا اینکه ما ایرانی ها 30 سال عقده تار و تنبک و شادی داریم….و مهمتر از همه اینکه خیلی ها از شعارهای الله اکبر خوش شان نمی آید و جالبتر اینکه ما ایرانی ها خدای طنز و کارهای خنده آور و شادی ساز هستیم واقعا چشمانتان را ببندید اگر این اتفاق هرشب بیفتد چه خواهد شد؟؟؟ بخصوص اینکه در شب عید و در لحظه سال تحویل هم همه میتوانند در هنگام سخنرانی ا.ن از تلوزیون بر روی پشت بام باز صدای قاشق و بشقاب و ملاقه و قابلمه در آورند!!! واقعا چه شب های شورانگیزی خواهد شد!!! بی گمان این حرکت زیبا و اعتراضی در کتابها برای ایرانی ها ثبت خواهد شد

  2. al said,

    مارس 9, 2011 در 2:20 ق.ظ.

    عــــــــــــــــــــــــــــــــــالــــــــــــــــــــــــي

  3. من said,

    مارس 9, 2011 در 2:37 ق.ظ.

    به نظر میرسد انقلاب سالهاست که مرده است. انقلاب زمانی مرد که هاشمی از قول بنیانگذارش نقل قول کرد و خامنه ای را در جایگاه وی نشاند. همان بنیانگذاری که در وصیت نامه اش گفته بود بعد از من هیچ نقل قولی از من معتبر نیست مگر صدا یا تصویر خود من باشد!

  4. حمید said,

    مارس 9, 2011 در 11:23 ق.ظ.

    جای تعجب است که کسی بگوید الله اکبر مورد تائید خیلی ها نیست و کاسه زنی بیشتر طرفدار دارد. رفسنجانی سیاستمدار بزرگی است ولی آماده شهادت نیست و ایمان افرادی مانند آیت الله دستغیب را نیز ندارد. میزان خباثت دشمنان ملت را نیز بخوبی میداند.

  5. کیوان said,

    مارس 9, 2011 در 11:30 ق.ظ.

    بابا آخوند آخونده کله پدر همشون، رضا شاه باید این حیوانات را ریشه کن میکرد یا سال 42 باید ایدزیه (فیضیه) را بلدوزر مینداخت تا از دست این حرومزاده های انگل نجات پیدا میکردیم

  6. کیان مغان اوغلی said,

    مارس 9, 2011 در 11:32 ق.ظ.

    آن کس که در امانتداری برای مردم خیانت کرد و یک روایت ساختگی از خمینی نقل کرد
    سزای اعمالش خیلی بیشتر از این باید باشد

  7. Nashenas said,

    مارس 9, 2011 در 11:34 ق.ظ.

    برای اینها حکومت، نه به منزله کشورداری و اداره امور مردم، که به معنای حفظ دامداري اسلامي و سپردن آن به دست امام زمان است.

  8. یاسر said,

    مارس 9, 2011 در 11:35 ق.ظ.

    هر کدام از این افراد باید چوب آنچه ظلم بود در حق این ملت کردند رو بخورند.مثال:
    هاشمی:بقای نظام رو این آقا تضمین کرد.همگی خوب به خاطر دارند چطور قانون رسمی بودن را از کار و امور اجتماعی برداشت همه ملت ظدن کارگر پیمانی یا قراردای و چطور ملت ایران را لنگ در هوا نگه داشت که کسی دیگر به فکر اعتصاب سراسری نیوفتد.همان چیزی که اگر نبود خیلی وقت پیش تمام این نظام زیر چکمه ی مردمی که به نان شب محتاج بودند له میشد-نظام مدیون آقای هاشمی است نه افراد نظام.افراد نظام بی وفایی میکنند و ایشان را در دامی می اندازند که خود آن را پهن کرده.اگر قانون کار عوض نمیشد مردم پاک اندیش و ساده اندیش ایران زمین هزاران بار به داد همین مستبد بقول خیلی ها پدر نظام میرسیدند
    کروبی:رئیس همان مجلسی که کشتار 1367 را نفی نکرد
    موسوی:نخست وزیر همان دولتی که کشتار 1367 را نفی نکرد
    خاتمی:رئیس جمهور همان زمانی که جریانی به نام خوابگاه دانشجویان و آن کشت و کشتار پیش آمد و ایشان نیز در زمان قدرت داشتن خود هیچ کاری انجام نداد .الان که پر و بال ایشان قیچی شده دیگر هیچ

    • ناشناس said,

      مارس 9, 2011 در 3:12 ب.ظ.

      آخه این چه حرفیه که هی بگیم فلان موقع ،فلانی این کار رو نکرد پس حالا هر چی بکشه حقشه.این تحلیل رو اطلاعاتیا تو دهن شما انداختن.تا هیچ کس پشت هیچ کس وای نسه.

  9. سلام said,

    مارس 9, 2011 در 11:41 ق.ظ.

    حمید جان رفقای شما کاری با این مردم کردن که دیگه از اسم خدا و دین و امام و پیامبر ، همه حال و احوالشون دگرگون میشه .
    مبلغین و معلمین خوبی نبودید .
    به همه هم ثابت شده که دین و سیاست ، باید از هم جدا باشند .
    فعلا که مردم دیگه به دین نیازی هم نمی بینند .
    به برکت و لطف شما حضرات .
    این حکومت دینی هست . ولی ذره ای اخلاق نداره .
    من به شخصه حکومت اخلاق مدار بی دین رو بسیار بسیار ترجیح می دم .
    من خود قاری قرآن بودن به مدت 10 سال و عضو ثابت هیئت حسین بن علی .
    ولی با چیزایی که توی نهج البلاغه خوندم و کمی به مرام و اخلاق حسین و علی فکر کردم دیدم راه شما ، راه یزیده و بس . شما هیچ شباهتی به علی و حسین ندارید .
    شما دست یزید رو از پشت بستید .
    بزید خیلی انسان بود که به زینب و طرفدارای حسین تجاوز نکرد .
    ولی شما کردید . با هموطنتون .
    مطمئن باشید دین از این کشور خواهد رفت .

  10. علی said,

    مارس 9, 2011 در 11:47 ق.ظ.

    من صحبت های شما مبنی بر موهومی بودن تفکرات جمهوری اسلامی را قبول ندارم و معتقدم که این یک دگر اندیشی است و مبنایی برای ایجاد تحول . جمهوری اسلامی در پی ایجاد یک ساختار جدید است . ما خود را وامدار غرب نمی دانم و به واسطه ایرانی بودن خود و در راستای آموزه های اسلامی در پی ایجاد یک جهان تازه هستیم .قبول دارم که گاهی اوقات مرتکب افراطی گری می شویم ولی دلیل آن بدوی بودن نیست بلکه نشناختن کامل چارچوبهاست . مگر در جهانی که شما از آن صحبت می کنید هیچ ایرادی نیست . وحشی گری آمریکایی ها در عراق و افغانستان را فراموش کرده اید . این ها همان هایی هستند که شب و روز شعار دموکراسی سر می دهند و انگار یادتان رفته که همین ها حامیان امثال غزافی و مبارکند . روزی که متفکران در غرب همین تمدن امروزی را پایه گذاری می کردند عده ای آنها را افراطی و نادان و … می خواندند .
    من یک پیشنهاد دارم . همین سایت رو محلی کنیم برای بحث میان شما و همین کسانی که آنها را ساندیس می خوانید . بیایید صحبت کنید . شما مطمئنید که ما حرفی برای گفتن ندارنم ؟ ما اگر به فکر فردای بهتر برای جامعه و هم وطنانمان نبودیم شب و روز وقت خود را بابت مجله و مفاله و امثال اینها تلف نمی کردیم . مشکل دو طرف این است که نمی خواهند حرف یکدیگر را بشنوند و به انگ زدن به یکدیگر بسنده می کنند . شما به ما می گویید ساندیس و مزدور و غیره و ما هم میگوییم شما فتنه گرید . بیایید یه موضوع بزاریم وسط سرش بحث کنیم .
    خداحافظ
    والسلام

    • Douran said,

      مارس 9, 2011 در 12:37 ب.ظ.

      شما در پی ایجاد ساختاری جدید با مبنایی اسلامی-ایرانی هستید. کاری که شما می کنید بومی گرایی است که من با آن موافقت دارم. جهان امروزینی که از آن صحبت میکنم پر است از ایراد، همینطور جهانی که شما در صدد خلق آن هستید. مشکل اینجاست که شما دوست دارید در یک مسابقه دوی تک نفره شرکت کنید و برنده شوید. اما این نمی شود که شما با دانش یا نگرش بومی تان مثلا خودرویی ملی تولید کنید، در ورود سایر خودروها به کشور را ببندید، مردم به قیمت گزاف این خودروی بومی را خریداری کنند، به خاطر ایمنی ضعیف آن کشته شوند، از کیفیت پایین آن عذاب بکشند، خدمات الکی پس از فروش آن را با آغوش گرم پذیرا شوند، شهرشان با دود آن آلوده شود، بچه ها سرطان بگیرند و…. و صدایشان هم در نیاید. اگر این مدل بومی شما موفق بود، لازم نبود که هر هفته سه شنبه ها تهران را پادگان نظامی کنید تا کسی جیک نزند. البته من الان به دنبال این نیستم که بگویم اساس تفکر شما بر مبنای «حذف» سایر اندیشه ها بنا شده، اما خود شما قضاوت کنید که برنده شدن در این مسابقه تک نفره به چه قیمتی تمام می شود و هزینه آزمون و خطای اسلامی شما را چه کسانی می پردازند… متاسفانه همینطور که میبینید نظام مطلوب شما، به عنوان نقطه عزیمت یا میانه راه، توانایی دفاع ایدئولوژیک از خود را ندارد، هژمونی آن بر باد رفته و خریداری ندارد و این رانت نفت است که آن را تا الان سر پا نگه داشته، اگر سرکوب نظام ولایی نبود، جمهوری اسلامی مدتها بود که در مقابل ملت تسلیم شده بود…

      به هر حال، اگر هم شما به دنبال ایجاد مدلی بومی باشید، برای خودتان بهتر است که آن را به طور منصفانه به قضاوت مردم بسپارید تا از میان گزینه های موجود خود آنها را انتخاب کنند، چرا که وقتی رقابت باشد، شما هم برای بهتر بودن تلاش بیشتری خواهید کرد و نهایتا اگر هدفتان رضایت ملت باشد، به هر صورت به آن خواهید رسید… بازهم تکرار می کنم، فردی که در مسابقه یک نفره خود را برنده احساس کند در دنیایی موهومی زندگی می کند

    • maziarworld said,

      مارس 9, 2011 در 7:42 ب.ظ.

      علی جان شما یک چیز را فراموش کردید, عزیز من, آنان وحشی گری در قبال شهروندان خود نکردند.
      و دوستان سخن از وحشی گریها در قبال هموطن خود که مسلمان نیز بوده را جنایت می نامند.
      والسلام

  11. Shohab said,

    مارس 9, 2011 در 11:51 ق.ظ.

    Dorood bar shoma Hamrazman grami

    Ta sarnegooni rejim kasif eslami khamenei:Marg bar khamenei

    Yademan naravad inha az sar ta pa fased va kasif hastand

    30 sal koshtar va sarkoob mardoom Iran bozorg beh dast in fasedin soorat gereft

  12. arashsanl said,

    مارس 9, 2011 در 11:55 ق.ظ.

    ببین دوست خوبم زحمت کشی مطلب و کامل خوندم رفسنجانی مرد سیاست است ولی سیاستی که برای خودشه نه برای جامعه در هیچ تحلیلی نتوانست واضح سخن بگوید و مرتب به نفع خودش صحبت میکنه اگه بیست سی درصد هم میدانست که در انتخابات خبرگان پیروزه با کله قبول میکرد سالی که اکبر گنجی کتاب عالیجناب سرخپوش نوشت همه گفتن که این بابا رفسنجانی رو هل داد تو بغل راستی ها … ولی حالا به این باور رسیدیم که این بابا فقط به فکر خودشه خود کرده را تدبیر نیست آقای رفسنجانی اینی که تو بزرگش کردی حالا باست شاخ شد نه فقط برای تو برای همه ایران و در آینده نزدیک برای جهان
    از رفسنجانی ست که بر ماست

  13. ناشناس said,

    مارس 9, 2011 در 12:21 ب.ظ.

    GREAT- I wonder who is the writer……….I like the article

  14. khodam said,

    مارس 9, 2011 در 12:30 ب.ظ.

    ;kl;lj;

  15. khodam said,

    مارس 9, 2011 در 12:31 ب.ظ.

    in marmolaki ke ma mishnasim az in sorakh mire birooon vali az ye surakh dige barmigarde

  16. mazda said,

    مارس 9, 2011 در 12:39 ب.ظ.

    یزدان پاک را شکر که این ماله کش گند کاری‌ها دروغ و دغل کاری‌ها ،پوشاننده ی جنایت بی‌ حد و حصر اسلامی ها ( رفسنجانی‌ ) رفت. به عنوانه یک ایرانی‌ امیدوارم که کل این مجموعه ی فساد و تباهی هر چه زود تر از دامان ایران زوده شود ،تا از ننگ ایرانی‌ کاسته و بر شرافتش افزوده گردد

  17. matin said,

    مارس 9, 2011 در 12:58 ب.ظ.

    همیشه می گفتند هاشمی آدم دنیا دیده وپخته ای هست .یا هاشمی در انقلاب وزنه ای ایست غیر قابل انکار .هاشمی آدمی سیاس وزیرک وکار کشته ایست . امروز معلوم شد ایشان یک آخوند معمولی ایست که طبق معمول ما ایرانیها که عادت به هوچی گری داریم وبزرگ نمایی خصلت جدا نشدنی ماست گنده شده وگرنه من بیسواد بعد از بنی صدر فهمیدم که این شتر در خانه خیلی ها خواهد خوابید . چطور آدم دنیا دیده وسیاسی وپخته ای مثل آقای هاشمی نفهمید .تازه خیلی از آقایان که در حال حاضر خوش خوشانشان هست نیز در آستانه سقوط میباشند.

    • Douran said,

      مارس 9, 2011 در 1:02 ب.ظ.

      بله من هم فکر میکنم که خیلی از این آقایان در آستانه سقوطند، جمهوری اسلامی در کلیتش نیز به همچنین…
      این مطلب هم در مورد فرآیند حذف رفسنجانی برایم جالب بود. بد نیست دوستان هم بخوانند: http://minatext.ir/article.php?no=237

  18. هادی said,

    مارس 9, 2011 در 1:17 ب.ظ.

    با سلام

    صحبت کردن خیلی خوبه در برابر دعوا ودرگیری

    اما برای رسیدن به حقیقت کافی نیست

    باید واقعیات جامعه را هم دید وبا چشم باز تصمیم گرفت

    چطوراست از تهران محیط خارج شویم و سری هم به مناطق دور افتاده کشور بزنیم

    غیر از خودمان دیگر افراد این کشور را هم صاحب حق بدانیم

    حتی اگر هم طرفدار هر نگاه غربی هم باشیم به رسمیت شناختن حقوق همه مردم قدم اول است

    • Douran said,

      مارس 9, 2011 در 1:44 ب.ظ.

      بله باید به نقاط دور افتاده رفت و زندگی مردم آنجا را هم دید، بد نیست حکومتگران هم از کاخهایشان در بیایند و سری به مردم کوچه و بازار بزنند، فقر و فساد و فحشا و اعتیاد و … که در کارنامه دارند از نزدیک مشاهده کنند تا بیشتر با مملکتی که ساخته اند آشنا شوند.
      گفته اید :

      غیر از خودمان دیگر افراد این کشور را هم صاحب حق بدانیم

      موافقم، اما در نظام ولایی اصولا مگر «حق»ی وجود دارد؟ وقتی می گوییم «حق»، یعنی قبول داریم که انسان، فارق از هر جایگاه و عقیده و مسلکی که داشته باشد حائز شرایطی است که رفتاری خاص و خدشه ناپذیر در مقابل آن را می طلبد. اما در مملکتی که جان و مال ناموس و آبروی مردم از نخست وزیر امام و رئیس 8 ساله مجلس گرفته تا آن روستایی فلک زده یارانه بگیر، یکسره در دست ولی فقیه است و اوست که صاحب امر اینهاست و سرنوشتشان را تعیین می کند، دیگر حق چه معنایی دارد!؟ در نظام ولایی حق بی معنی است، همانطور که قانون پاسدار این حق فاقد اعتبار است. طرف را میگیرند بدون هیچ دادگاهی حبس می کنند. کجای قانون این را تائید می کند!؟ بله دوست عزیز، در نظام ولایی همه چیز از معنای اصلی خود خالی است، ولی فقیه، خدای روی زمین است و سایر چیزهای انسان ساخته، مانند حق و قانون بازیچه و ابزار اوست، نه بیشتر. به قول آن آقا، «حق» وجود ندارد، به جایش «امتیاز» و «لطف» وجود دارد، قانون نیزچیزی نیست جر یک سلسله مقررات و رویه ها برای کمک کردن فقیه در اعمال اراده اش بر جامعه، نه نظم دادن و شکل بخشیدن کردن مناسبات حاکمان و مردم…
      پس به ولی فقیه بگویید که به «حق» احترام بگذارد، اما این کار یعنی پیچیدن طومار ولایت….

  19. هادی said,

    مارس 9, 2011 در 1:53 ب.ظ.

    با سلام

    خیلی از افرادی که سینه چاک آزادی آمریکایی هستند وبرای تصمیم گیری اول به ماهواره نگاه می کنند وخودشان را دارای افکار به روز می دانند از اخرین مطالب غربی بی خبرند مثلا همین هانتینگتون که ذر ایران جنگ تمدنهای اون مطرح است نظریه خودش را پس گرفت وقبل از فوت در ترکیه یک سخنرانی داشت که نوعی مقدمه وشروع تحولات عصر جدید ترکیه با ان پشتوانه است

    اعلام اینکه توجه به مردم سالاری با در نظرگرفتن مولفه های واقعی هر کشور بهتر به نتیجه خواهد رسید واین یعنی اعلام شکست بیش از هشتاد سال تلاش رضاخانی در ترکیه

    اکنون هم حرکت های عربی با الگوی ترکیه بیشتر متاثر است با نگاه تایید حقوق همه شیعه یا سنی

    عزیزان برای ایران هم نگاه باید مبتی بر ویژگیهای ایران باشد ونه بیگانگان

    با تشکر از حوصله شما

    • Douran said,

      مارس 9, 2011 در 2:26 ب.ظ.

      با سلام مجدد
      اولا اگر کامنت بالای بنده را مشاهده کنید، خواهید دید که من در این زمینه که شما می فرمائید موافق صد درصد بومی گرایی هستم و پاسخ شما را هم در همانجا داده ام که شما چرا در این زمینه شکست خورده اید…
      ثانیا نظریه هانتینگتون را اگر بلاواسطه مطالعه کرده باشید و به خوانش های شبه متفکران جمهوری اسلامی اکتفا نکرده باشید، متوجه می شوید که نظریه ای توصیفی است و هیچ نسخه ای برای امریکا یا غرب نپیچیده است. در مورد سخنرانی که آن جناب نظریه خود را پس گرفته باشد من چیزی ندیده ام و خواهش می کنم منبع اصلی خود را ذکر کنید. امیدوارم آن سخنرانی هم از توهماتی نباشد که پیش از این عده آن را در بوق و کرنا کرده بودند: مثلا این
      به هر حال خوب بود که ارتباط این کامنت با کامنت پیشین را روشن بیان می کردید که گفتگوی واقعی شکل بگیرد نه جدال لفظی.
      بالاخره ما نفهمیدیم که این تحولات جهان عرب ناشی از الگو گیری از ترکیه است، یا خیزشی است اسلامی منبعث از انقلاب اسلامی 57؟ بالاخره چه زمانی این نظام ولایی تصمیمش را در مورد ریشه این تحولات خواهد گرفت؟

  20. حسين said,

    مارس 9, 2011 در 1:58 ب.ظ.

    دوست عزيزم علي جان:
    ما به هر كسي كه مخالفمون باشه نميگيم سانديس خور
    كساني هستن كه به خاطر پول از ناموسشون و وطنشون كه مهمتر از ناموسشونه ميگذرن
    براي اين كه متوجه بشي اين حكومت غيراسلاميه فقط يكم دقت لازمه
    بيست و سي با صراحت دروغ ميگه-احمدي نژاد و خامنه اي به همچنين(براي مثال مورد صانع ژاله)
    خود پيامبر و امام علي اگه يه نفر باهاشون بحث ميكرد و مخالفشون بود به نظرت ميكشتنشون؟ اگه خدا با ايناس چرا اون بيان رو بهشون نداده كه من جوونو متقاعد كنن؟

  21. الله said,

    مارس 9, 2011 در 2:12 ب.ظ.

    آخرین ستون خیمه انقلابتان هم درهم شکست
    انتما لله ( خدای جنایتکار شماو نه خدای ما) و انتما الیه راجعون
    بسیار خوشحالم لز اینکه می بینم سخن بزرگان تاریخ را که میگویند:»تاریخ تکرار می شود» بازهم درست از آب درآمد و اینکه انقلاب در سراشیب سقوط هر لحظه سریعتر حرکت میکند

    ضمنا به آقای عزیزی که میگوید اینها مانند علی و حسین نیستند می گویم که اینها دقیقا همانند آنها هستند و اصل اسلام را پیاده میکنند و مسایلی که درمورد امامان میگویند اصلا صحت ندارد مثلا اگر شما جای امام حسین بودید و تیر به سمت شما و فرزندتان میامد آیا بدن خود را سپر او نمی کردید و خود را فدای او نمیکردید شاید هم شما مثل امام حسین زمانی که تیرها را دید که به سمتشان می آید طفل شیرخوارش را سپر خود قرار داد تا از تیرها درامان بماند، فرزندتان را سپر خود میکردید.
    به هر حال خواهش می کنم که به داستانهای جعلی و بیخودی ملایان و مداحان نان به نرخ روز خور هیچ توجهی نکنید
    ضمنا اگر یزید خیلی جانی بود همانند آیت الله ها دستور تجاوز به زنان و دختران امام حسین و دوستانش را میداد البته یزید هم از سران اسلام بوده و شاید این دستور را داده که در این صورت نتیجه می گیریم که خیلی از فرزندان و نوه ها و نتیجه ها و نبیره ها و الی آخر آنان همه حرامزاده بوده اند
    اگر چه من به چرندیاتی همچون حرامزاده و .. اعتقادی ندارم زیرا همانگونه که می دانید لیوناردو داوینچی که دارای بالاترین ضریب هوشی در دنیا بوده است به قول علما و آیت الله های ما حرامزاده بود چون بدون ازدواج رسمی پدرش با مادرش به وجود آمده بود

  22. امیر said,

    مارس 9, 2011 در 4:27 ب.ظ.

    بنده اصلا نظر سیاسی ندارم و فقط مخاطب من این شخص بالایی هستن که کامنت گذاشتن.
    جناب، دوستانه اینو میگم اگه واقعا شما مسلمان هستید با این چیزی که در مورد امامان معصوم شیعه و در نقطه مقابل یزید ملعون همچین تفکراتی رو پیدا کردین ، بی هیچ قصد و قرضی و کاملا با اطمینان عرض می کنم در حرامزاده بودن شما هیچ شکی نیست ، و ظاهرا خود نیز به این امر واقفید و با افتخار از آن یاد کرده و خود را با اشخاصی چون لئوناردو داونچی مفایسه می کنین که بنده هیچ وقت مسئله ای که در مورد شما صدق می کنه رو در مورد ایشون نشنیدم ، ظاهرا شما برای توجیه اصالتتان دنبال شریک جرم معروفی بودین که با شایعه سازی در مورد این شخص وجدان خودتون رو آرام کنین.

  23. mohsen said,

    مارس 9, 2011 در 5:38 ب.ظ.

    فروشگاه گیلاس شاپ با جدیدترین فیلمها با کیفیت اچ دی
    قیمت ها رو چک کنید تازه 30 درصد تخفیف تو خرید نقدی از گیلاس شاپ به شما تعلق میگیره
    یه سر بزنید ضرر نمی کنید
    فروشگاه گیلاس شاپ

    با عضویت در گیلاس شاپ هر هفته در قرعه کشی ما شرکت داده خواهید، شاید برنده بعدی شما باشید.

  24. 123 said,

    مارس 9, 2011 در 5:52 ب.ظ.

    تصاویری بسیار زیبا و دیدنی از سید و آقا و مولای ما و فرزندانش

    http://salehat.ir/index.php?option=com_joomgallery&func=viewcategory&catid=2&startpage=5#category

  25. مارس 9, 2011 در 6:11 ب.ظ.

    اين حكومت داره با دستاي خودش ريشه ي خودش رو ميزنه.
    در عصر اطلاعات حكومتهاي ديكتاتور در گوشه و كنار جهان هيچكدام راهي جز عبور از اين جاده ي يك طرفه ندارند. يا حرف مردم را مي شنوند و مبتني بر خواست مردم عمل مي كنند و يا خودشان رو به نشنيدن مي زنند و به دست مردم نابود مي شوند.

  26. Endless Love said,

    مارس 10, 2011 در 12:03 ب.ظ.

    بین آخوند و روحانی فرق قایل بشید لطفا دوستان،
    منظورم آقای رفسنجانی نیست، کلاً می گم
    سیاسی نیستم،
    گاهی می خونم بی اطلاع نمونم.

  27. Endless Love said,

    مارس 10, 2011 در 12:05 ب.ظ.

    در جواب به گفته کیوان جان،
    «بابا آخوند آخونده کله پدر همشون، رضا شاه باید این حیوانات را ریشه کن میکرد»

  28. M said,

    مارس 18, 2011 در 1:49 ق.ظ.

    نه دیگه این تحلیل امروزت با هوش تو جور نیست


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: