زنده باد رادیکالیسم، زنده باد جنبش سبز

چند روزی است که برخی سیاسیون نزدیک به اصلاح طلبان از رادیکالیزه شدن جنبش سبز شکایت می کنند و به وجود آمدن چنین فضایی را به سود حاکمیت و به ضرر جنبش سبز می دانند. این تلقی، ناشی از برداشت نادرستی است که این افراد از فضای جامعه و رفتار حکومت دارند، چراکه در ذهن اینان رادیکالیزم در تعارض با هویت مسالمت جوی جنبش سبز است. این عده فکر می کنند که رادیکال شدن ذاتا چیز بدی است. نگارنده در این یادداشت قصد دارد که ریشه های این نگرش نادرست را بکاود و نگاه صحیح و واقعی تری از این پدیده به دست دهد.

جنبش سبز، بی شک در آغاز راه جنبشی «مطالبه ای» بود و این ماهیت، در شعاری که عزیمت خود را از آن آغاز کرد؛ یعنی «رای ما کجاست» متبلور شده بود. همانطور که مشخص است، پیش فرض این شعار این است که «ما» -به عنوان بخشی از ملت- دارای «حقی» هستیم که اکنون پایمال شده ،و از طریق مسالمت آمیز و طرح «پرسش» از فردی که او را «مسئول» می دانیم و به «رسمیت» می شناسیم، «خواستار» روشن شدن چرایی مخدوش شدن این «حق» هستیم. شکی نیست که با وجود این مفروضات، رادیکالیزمی که امروز شاهد آن هستیم، از آنجا که به «رسمیت» شناخته شدن طرف مقابل را ریز پا می گذارد و بروز «گفتگو» و به تبع آن طرح «پرسش» را به تعلیق در می آورد، برای گفتمان «مطالبه ای» سمی است مهلک.

اما همانطور که در طول 19 ماه گذشته دیدیم، به تدریج تمامی این مفروضات، نه از جانب مردم، که از طرف حاکمیت زیر پا گذاشته شد: معلوم شد که «ما» جزو ملت ایران نیستیم، خس و خاشاک و میکربیم، و در ادامه فهمیدیم که «حق»ی هم از همین بابت (بخشی از ملت بودن) نداریم. از طرف دیگر هیچکس «مسئولیت» اتفاقات و جنایات کهریزک، کوی دانشگاه و بازداشتها و اعدامها و … را نمی پذیرد که چنین رفتاری اصولا «رسمیت» نظام حاکم را می شکند، در سایه همین اتفاقات است که ذات «مطالبه ای» تغییر یافته و آنچه که کدیور امروز «رادیکالیزم» می خواند پدید می آید.

بنابراین رادیکالیزم، محصول طبیعی رفتاری است که حکومت پیش گرفته و آنطور که برخی اصلاح طلبان انتظار دارند، با پند و اندرز اخلاقی و استلالات منطقی -که راه حلهای فردی هستند- نمی توان بر این «واقعیت» غلبه کرد و ، از این رو برای برخی چاره ای نمی ماند جز اینکه پای از زمین «واقعیت» ببرند و همچون کدیور (پایفشاری حداکثری بر مطالبات حداقلی)، با حالتی روحانی و عارفانه بنشینند کنج عافیت و شعر «دست از طلب ندارم، تا کام من برآید … یا جان رسد به جانان، یا جان ز تن در آید» زمزمه کننند. این رفتار به خودی خود بد نیست، اما در هر صورت راه حلی «فردی» است و نمی توان از جمعیت جوان تحصیل کرده و مسلح به علوم جدیده و آشنا به دنیای امروزین که پای در واقعیت دارند، انتظار داشت که همچون «حافظ» مسلکی «عارفانه» و «عاشقانه» پیش گیرد و چشم به آسمان بدوزد که کی طرف مقابل پای میز مذاکره بنشیند، تا جنبش به فاز «مطالبه ای» بازگردد. در بهترین حالت، اگر قرار به استفاده از «راه حلهای فردی» باشد، جوان قصه ما می تواند از کشور مهاجرت کند و رنج مبارزه به خود نخرد.

پیشتر در نوشته ای، نگارنده اینطور اظهار نموده بود که تا زمانی که «براندازی» نتواند به صورت یک راه حل شفاف و قابل پذیرش در ذهن افراد متجلی شود، اصلاحات همواره مورد اقبال خواهد بود. اما امروز میبینیم که اصلاح طلبان نتوانسته اند راه حل روشنی برای تغییر شرایط پیش پای ذهن ایرانی بگذارند. جنبش نیز از فاز مطالباتی خارج شده. از این روست که رادیکال شدن جنبش، اگرچه امری است واقعی، اما هنوز به «براندازی» به عنوان یک راه حل نمی نگرد و در فازی بینابینی، میان دو گزینه اصلاح و انقلاب معلق است.

اما جالب اینجاست که علیرغم رادیکال شدن جنبش –که اولین نشانه اش بعد از یکسال خاموشی در 25 بهمن ماه درخشید- ، برخلاف انتظار اصلاح طلبان و حتی شخص نگارنده، نه تنها تیغ سرکوب حاکمیت کند تر می شود، بلکه بسیاری شهرستانها هم به مبارزه خیابانی کشیده شده اند. و این غیر طبیعی نیست، چراکه عده بسیار بسیار زیادی در طول سلطنت 32 ساله جمهوری اسلامی تکلیفشان را با آن یکسره کرده و تصمیمشان را در قبال وی گرفته بودند. این مسئله سر نخ مهمی برای اصلاح طلبان است: اگرچه برای قضاوت زود است، اما نشانه هایی که از قدرتمند و گسترده ترشدن جنبش (در نتیجه ی رادیکال شدن آن) خودنمایی می کند، آموزگار رفتار آینده جنبش خواهد بود.

حال باید از آقای کدیور و دوستانش که از رادیکال شدن جنبش نالانند پرسید که خود آنها تا چه میزان برای بازگشت جنبش به فاز مطالبه ای تلاش کرده اند، تا چه حد «وزن مطالباتی» جنبش را، با پیوند خوردن با مطالبات کارگران، زنان، اقلیتهای قومی و مذهبی و …. سنگین نموده اند. چه مقدار از انرژی آنان صرف ایستادگی بر بیانیه شماره 17 موسوی شده است. تا چه حد در میان خود آنها، برای پیگیری یک مطالبه حداقلی (مثل آزاد کردن موسوی و کروبی) انسجام تشکیلاتی وجود دارد؟….

رادیکالیزم جنبش، اگرچه در درجه اول نتیجه رفتار حاکمیت است، اما اصلاح طلبان با «بی عملی» و سبک کردن «وزن مطالباتی» جنبش نیز در آن سهم دارند. جنبش سبز، شبکه ای است، هوشمند است، و بنابراین به طور طبیعی مسیری را برمیگزیند که ضامن بقا رشد خود باشد. حال این جنبش با درک عینی از واقعیت، مسیری را پیش گرفته که تصور می کند بهتر است. جنبش سبز رودخانه ای خروشان است و اگر اصلاح طلبان هوشیار می بودند، می توانستند به جای اینکه از رادیکال شدن آن گلایه کنند و اشک بریزند، در برابر آن سدی بسازند و از انرژی افزوده آن بهترین بهره را ببرند. ادامه بی عملی تنها اعتماد مردم را از اینان سلب خواهد نمود. اما افزودن بر پند و اندرز اخلاقی و نکوهش رادیکالیزم، فرو رفتن به خلسه ای معنوی و عرفانی است که در نهایت پای مردم را از جهان می برد و مرگ مفهومی جنبش را به دنبال دارد. اگر توجه به واقعیات و عینیات موجود و واکنش طبیعی در مقابل آن رادیکالیزم نام دارد، رادیکال شدن جنبش مبارک باد! چراکه زنده بودن جنبش در گرو پیوند با واقعیات است، نه موهومات عرفانی.

6 دیدگاه

  1. چگونه خامنه ای و احمدی نژاد با دادن پیام نوروزی به ریش پیامبر و امامان خود می رینند؟ نوروز این زیبا ترین جشن دنیا یادگار نیاکان ماست و مردم ای said,

    مارس 18, 2011 در 12:27 ق.ظ.

    چگونه خامنه ای و احمدی نژاد با دادن پیام نوروزی به ریش پیامبر و امامان خود می رینند؟

    نوروز این زیبا ترین جشن دنیا یادگار نیاکان ماست و مردم این روز را بمناسبت بر تخت نشستن جمشید شاه پس از آبادانی ایران ورفاه ایرانیان جشن میگرفته اند.
    فردوسی بزرگ: جمشید شاه……
    به فر کیانی یکی تخت ساخت
    چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت
    که چون خواستی دیو برداشتی
    ز هامون به گردون برافراشتی
    چو خورشید تابان میان هوا
    نشسته برو شاه فرمانروا
    جهان انجمن شد بر آن تخت او
    شگفتی فرومانده از بخت او
    به جمشید بر گوهر افشاندند
    مران روز را روز نو خواندند
    سر سال نو هرمز فرودین
    برآسوده از رنج روی زمین
    بزرگان به شادی بیاراستند
    می و جام و رامشگران خواستند
    چنین جشن فرخ ازان روزگار
    به ما ماند ازان خسروان یادگار

    ما ایرانیان به کسی اجازه نمی دهیم که ازاعتقادات و رسوم ایرانیان اصیل سوء استفاده نماید و باید برای همیشه این خطوط و مرز ها مشخص باشد.
    اگر کسی مسلمان یا کمونیست است و اعتقادی به ایران و ایرانی ندارد٬ حق ندارد نوروز و چهارشنبه سوری و سیزده بدر را جشن بگیرد
    اگر خامنه ای و احمدی نژاد بخواهند ریاکارانه بمناسبت نوروز پیام بدهند مثل این است که یک کمونیست روز عید قربان را جشن بگیرد٬ یا یک مسلمان روز تولد مارکس را جشن بگیرد.
    گذشت زمان وقرنهاهیچ دلیلی بر فراموش کردن اصل فلسفه نوروز نمیشود. کما اینکه از اسلام ۱۴۰۰ سال و از کمونیسم حدود صد سال گذشته است.
    واگر خامنه ای یا احمدی نژاد و یا کمونیستها بخواهند ریاکارانه پیام نوروزی بدهند باید بدانند و در لحظه تحویل سال بیا د آورند که در همان لحظه دارند به رو وروح پیامبر و امامان خود و مارکس و لنین می رینند.
    نوشته های مرتضی مطهری در مخالفت با نوروزو چهارشنبه سوری و سیزده بدر و فردوسی کواه این مدعاست.
    ویکی‌پدیا- مرتضی مطهری معتقد بود که بزرگداشت آیین چهارشنبه سوری از آن «احمق‌ها» و آیین نوروز «ضد اسلام» است و در مطبوعات و سخنرانی‌ها به این مطلب اشاره کرده‌است.[۷]
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C#.D8.B1.D8.B3.D9.88.D9.85_.D9.85.D9.84.DB.8C_.D8.A7.DB.8C.D8.B1.D8.A7.D9.86.DB.8C

  2. M said,

    مارس 18, 2011 در 1:36 ق.ظ.

    خدایش حال کردم بااین تحلیل پخته و پر مغزت. زنده باشی به روان ادمیت

  3. deliverance said,

    مارس 20, 2011 در 2:56 ق.ظ.

    سلام لطفا به این لینک سر بزنید

    http://www.azadegi.com/link/2011/03/19/35895

    • Douran said,

      مارس 23, 2011 در 10:24 ب.ظ.

      سلام دوست عزیز و پوزش از پاسخ دیرهنگام
      مباحثات خوب شما و دوستان را پی گرفتم. همانطور که آنجا هم اشاره شد، استفاده بنده از واژه رادیکالیسم به هیچ وجه ناظر به «نوع رفتارها»ی تغییر خواهانه نیست. بنابراین خشونت طلبی، افراطی گری و … در آن جایی ندارد، منظور بنده از رادیکالیسم، «منطق» جدیدی از تغییر است که اهداف آن اساسی تر از دستاوردهای جزئی و گام به گام باشد.
      http://en.wikipedia.org/wiki/Political_radicalism

  4. مشتی خاک said,

    مارس 25, 2011 در 3:18 ق.ظ.

    متشکرم بابت متن متین و قلم زیبای شما و بویژه متشکرم بابت این توضیح شما:

    «سلام دوست عزیز و پوزش از پاسخ دیرهنگام
    مباحثات خوب شما و دوستان را پی گرفتم. همانطور که آنجا هم اشاره شد، استفاده بنده از واژه رادیکالیسم به هیچ وجه ناظر به «نوع رفتارها»ی تغییر خواهانه نیست. بنابراین خشونت طلبی، افراطی گری و … در آن جایی ندارد، منظور بنده از رادیکالیسم، «منطق» جدیدی از تغییر است که اهداف آن اساسی تر از دستاوردهای جزئی و گام به گام باشد.
    http://en.wikipedia.org/wiki/Political_radicalism»

    این توضیح برای متن اصلی نوشتار بالا بس ضروری بود. با این حال، اگر چه لینک انگلیسی ارائه شده از جانب شما، موید و مفصل این نکته ی ظریف و بالقوه کلیدی مطرح شده از جانب شما نبود، اما من به شخصه با مطرح شدن عریان این دست مباحث موافق هستم و معتقدم که پیگیری و خرج حوصله و دقت و متانت در باب آن، از سوی آن دست دوستانی که مشتاق پرداخت به آن می باشند، می تواند روشن کننده ی راه بسیاری از هم نسلان و این حرکت باشد. ضمن تلاش برای دور از احساس گرایی های مرسوم شرقی در بین ما ایرانیان، من به شخصه، امید بسیاری در این نسل حاضر می بینم برای ساخت بنیان های فکری و مبتنی بر اجماعی عقلانی، که بتوان روزنه ی امیدی به تحولی پایدار را از آن داشت؛ چرا که اگر امروز، این نقطه از تاریخ مبارزات آزادیخواهانه ی مردمان در جریان این سرزمین، خود را در مواجه با نوعی تشنگی و نیاز مبرم برای راهکاری نو برای پیمودن باقی راه می بیند، به گمانم، باری ست بر دوش آن هایی که امید ساختن از آن بتوان داشت، امید تراوش… از این رو سعی شخص خود من این خواهد بود که همانند ماههای گذشته (که این چراغ روشن گشته در این خانه) بیشتر بخوانم و بیشتر بدانم. می دانم که راه، خود می یابد مرا… بنده، به صداقت راه، دست دوستی تان را می فشارم…

    مشتی خاک، کاربر آزادگی

    • Douran said,

      مارس 26, 2011 در 9:11 ب.ظ.

      درود بر شما
      من را نیز در این راه همگام و همسفر خود بدانید


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: