دعوای خامنه‌ای و احمدی‌نژاد، درسی که «ارزشی‌ها» نگرفتند

همه تاسف من از این است که در میان همهمه دعوایی که بین دو تن از یاران امام زمان (خامنه ای و احمدی نژاد) رخ داده، هیچ نشانی از بازاندیشی طایفه ارزشی، در مبانی تفکرشان نمی بینم.

سوای اقتدار مادی، خامنه ای همه سرمایه  آنجهانی خود را نیز به خدمت گرفت تا فردی مثل احمدی نژاد را، از میان قائله «خون و خشونت» به صندلی ریاست جمهوری برکشد. از بصیرت سخن گفت و خود را جای «علی» نشاند. به سرنیزه «ولایت» تکیه کرد و برای جنگ با سبزها، از امام زمان استمداد طلبید. در پایین منبر نیز، عده ای که خود را «مسلمان» و «ارزشمدار» می خوانند با تکیه بر این مالیخولیا –که خامنه ای نائب امام زمان است- که –برگزیده خداست- که –در آخرت، حساب را بنابر نزدیکی به حب و بغض «ولایت» می کشند، به فرموده امام خامنه ای ناحق را حق کردند، خون ریختند و خشونت ورزیدند، تجاوز کردند و تهمت زدند… و اینهمه برای این بود که مهره ای سیاسی به خدمت مهره دیگری در آید.

حالا دعوای احمدی نژاد و خامنه ای را نگاه کنید و آخرت سوخته ی جماعت ارزشی! آیا اینها از خود نمی پرسند که چرا خون ریختیم، که احمدی نژاد –دشمن امروز «علی» زمان- به کرسی بنشیند؟ نمیپرسند که سکوت در برابر تقلب آشکار به بهانه تبعیت از «ولی» چه آخرتی برایشان دارد؟ نمی دانند که هر کس را در قبر خویش می خوابانند؟ آیا لحظه ای شک نمی کنند که نظریه «ولایت فقیه» از ریشه پوسیده و همین است که تعفنش، اسلام و هم ایران را به گند کشیده؟

 شما هم از خودتان سوال کنید، اینکه انسان ارزشی، به ریاست رسیدن فردی که دشمن «ولی فقیه» -در طول ولایت پیامبر- است را یاری رساند، چگونه در کارنامه وی ثبت می شود؟ به هر طرف که نگاه می کنیم، توبه نامه و برائت از احمدی نژاد است که سرازیر می شود، اما اینها توبه ها نشانه درس گیری از این بازی نیست؛ چه، ولی فقیه و پیروانش در این ماجرا از همه تقصیرکارترند…

درسی که انسان ارزشی می توانست بگیرد و چشم بر آن بست، این بود که بازی سیاست امری است اینجهانی، حتا اگر شعیب صالح و سید خراسانی بازیگرش باشند، چیزی از منطق قدرت و روش ماکیاولی آن کاسته نمی شود. اینها نفهمیدند که اگر درد دینشان را دارند، باید امور آنجهانی و اینجهانی را مخلوط نکنند…

اما به هرحال، اگر هم این جماعت درسی نگرفتند حرجی برشان نیست، مشکلشان آنقدر بزرگ است که تنها شاید امید داشته باشند که لطف پروردگار شاملشان شود. بعضی ها هم که اصولا در روز حساب طلبکارند و مزد کار نکرده از خدا طلب می کنند. البته رفیق بد و ذغال خوب هم بی اثر نیست، رانت هم به همچنین… خلاصه این جماعت برای کارهایشان همیشه یک بهانه ای دارند که آخرت را بازیچه  دنیای امروزشان کنند…

Advertisements

جمهوری اسلامی، ذهن «انسان ارزشی» را «توالت» می‌انگارد

ذهن انسان عرزشی، امروز در مقابل مسائل مطرح شده در زیر قرار دارد. برای مدت کوتاهی خودتان را جای او بگذارید و این متن را بخوانید:

  • بوقهای جمهوری اسلامی: تحولات کشورهای منطقه ناشی از «بیداری اسلامی» است، چراکه مردم شعار الله اکبر سر میدهند و نماز جماعت برپا می دارند (البته با کفش)
  • همان بوقها: جنبش سبز که  شعار الله اکبر استفاده می کند و در 26 تیر 88 نماز را به جماعت اقامه می کند (با کفش)، به دنبال براندازی دین است.
  • معمر قذافی: اینهایی که آشوب میکنند، موش اند، وابسته به القاعده هستند و از آنها پول گرفته اند.
  • همان قذافی: اینها که شورش می کنند، یک سری معتاد به مواد مخدرند
  • بوقهای جمهوری اسلامی: اینها که اغتشاش می کنند، میکروبند، خس و خاشاکند، جمعی افسرده…
  • پسر قذافی: حتی یک نفر وجود ندارد که حکومت تونس خونش را بر زمین ریخته باشد. اینها که میبینید فیلمهایی مربوط به گذشته است.
  • بوقهای جمهوری اسلامی: ندا آقا سلطان را انگلیس کشت و با اجرای سناریویی از پیش تعیین شده، فیلم آن را تهیه کرد
  • پسر قذافی: ما به روی مردم آتش نگشودیم.
  • سردار فیروز آبادی در نامه ای به امام زمان: اماما! تو شاهد باش که ما به اغتشاشگران شلیک نکردیم.

قصد ادامه این مونولوگهای احمقانه را نداریم، ادامه متن را بخوانید

عباس عبدی در آخرین یادداشت خود، اولین نشانه های سقوط دیکتاتور را سقوط در گفتار میداند، به زبان خودمان که ترجمه اش کنیم، می شود: یبوست در افکار، اسهال در گفتار…

{قذافی} فراموش كرد كه بگويد پس از چهل سال حكومت بر مردم ليبي و با وجود يك رژيم كاملاً بسته و امنيتي، و تحت رهبری فرهنگی جناب قذافی، چطور القاعده و مواد مخدر تا اين حد در ميان مردم نفوذ كرده است؟ آیا در این صورت چیزی جز بی کفایتی سیاسی خود را فریاد زده است ؟ … در كجاي دنيا مردمي كه قدرت در دست خودشان است عليه خودشان قيام كرده‌اند؟ او فراموش كرد كه بگويد آيا سفرا يا وزراي او هم مواد مخدر مصرف كرده‌اند كه استعفا مي‌دهند ؟ …  او فراموش كرد كه بگويد چرا از تانك و مسلسل و هواپيما و ارتش بايد عليه مردم استفاده كرد؟ اگر جامعه‌اي تا اين حد مصرف‌كننده مواد مخدر و وابسته به القاعده است، چه ارزشي به حكومت كردن دارد؟ او فراموش كرد كه بگويد كه چرا پس از چهل سال حكومت بر ليبي براساس سوسياليسم علمي! هنوز هم بايد قبايل ليبي را به كمك طلبيد؟ او فراموش كرد كه بگويد كه چرا با توليد و صادرات حدود 5/1 ميليون بشكه نفت و گاز و فرآورده‌هاي نفتي، اما هنوز توليد ناخالص آن كشور از ارزش اين نفت تولیدی كمتر است

اما بشنوید از آقای حیدر مصلحی! طبیعی است که مخاطب حرفهای وی و سایر بوقچی های نظام ولایی، همان قشر ارزشی است، وگرنه سایرین که اطلاعاتشان آلوده به قضاوت منطقی و اطلاعات دقیقتر است گوششان که به حرفهای ایشان نیست

حیدر مصلحی که در «راس» وزارت اطلاعات فعالیت می کند هم فراموش کرد به بگوید بعد از 32 سال حکومت و با وجود یک رژیم کاملا بسته و امنیتی و تحت رهبری فرهنگی آیت الله خمینی و امام خامنه ای چطور آمریکا و انگلیس و غرب تا این حد میان مردم نفوذ کرده. آیا در این صورت چیزی جز بی کفایتی سیاسی خود را فریاد زده است؟ اگر نظام ج.ا مردمی است و قدرت در دست خود مردم است، چطور است که مردم بر علیه حکومت برآمده از خود دست به قیام می زند؟ مصلحی فراموش کرد که بگوید آیا موسوی، کروبی، رضایی، رفسنجانی و دیپلماتها و هزاران نفر از خود حکومتیان که ریزش کرده اند هم غربزده، ضد دین، آمریکایی بوده اند که از حکومت دوری گزیده اند؟ مصلحی فراموش کرد که بگوید اگر مردم 25 بهمن و اول اسفند مردم برای خرید عید رفته بودند، پس چرا خیابان را پر از سگان ولایی کرده بودند؟ اگر معترضین ریزش کرده اند و روز به روز از عده شان کم می شود، پس چرا عربده کشی و زوزه کشی رجالگان و چارپایان مجلس و قوه قضائیه روز به روز فزونی می گیرد و سگان کف خیابان روز به روز مسلح تر می شوند؟ اگر کشور در مقابل فتنه واکسینه شده است، پس دستگیری موسوی و کروبی و اعمال حکومت نظامی چه معنایی دارد؟ مصلحی فراموش کرد که بگوید چرا پس از 32 سال پیاده شدن اسلام انقلابی و سیاسی تحت فشار حکومت، چرا باید از نیروی لباس شخصی، و سپاه و نیروی انتظامی برای آرام نگاه داشتن اوضاع جامعه استفاده کرد و مطبوعات را سانسور کرد؟ او فراموش کرد که بگوید چرا با صادرات بی حد و حصر نفت بیش از 46 میلیون نفر از مردم باید زیر خط فقر باشند؟….

ادامه دادن این سطرها کاری بیهوده است. آن کس که چنین استدلالاتی پیش روی عرزشی قرار می دهد، چه تصوری از وی در ذهن دارد؟ آن عرزشی که با این مسائل روبرو است، چگونه فکر می کند؟

کاریکاتور مانا نیستانی را بار دیگر نگاه کنید…

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: